پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٨ - ترجمه
ينعمون فيها، و يتمتّعون بها، فيكون المهنأ لغيره، و العبء [١] على ظهره. و المرء قد غلقت رهونه [٢] بها).
تعبير به «رهون» در جمله اخير اشاره به اين است كه او در گرو اموال حرامى است كه از ديگران گرفته، كه تا گروگان را نپردازد خلاصى و رهايى نمىيابد.
چه دردناك است! كه انسان در يك لحظه، به كاخهاى زيبا، وسايل پذيرايى گوناگون، لباسهاىگران قيمت و رنگارنگ، مركبهاى سوارى پر قيمت و سرمايهها و اموال متراكم شده نظر بيفكند كه عمرى براى تهيّه آن زحمت كشيد و خون جگر خورد و بدون هيچ عوض و پاداشى همه را به ديگران مىسپارد و از آن دردناكتر! اينكه حساب و مسئوليّتهايش بر دوش اوست و لذّاتش نصيب ديگران. ولى افسوس كه دير هنگام بيدار شد و راهى براى جبران مافات نيست و جز حسرت و اندوه نصيبى ندارد.
به همين دليل در جمله بعد مىفرمايد: «او در اين حال، به خاطر امورى كه به هنگام مرگ براى او روشن شده، دست خود را از پشيمانى مىگزد (و انگشت ندامت به دندان مىگيرد!) و نسبت به آنچه در تمام عمر به آن علاقه داشت، بىاعتنا مىشود!» (فهو يعضّ يده ندامة على ما أصحر [٣] له عند الموت من أمره، و يزهد فيما كان يرغب فيه أيّام عمره).
در اين حال او به ياد اين مطلب مىافتد كه در دوران زندگى غالبا در برابر
[١] «عبء» به معناى ثقل و سنگينى است و ريشه اصلى آن «عبء» (بر وزن فرد) به معناى مهيّا ساختن است.
[٢] «رهون» جمع «رهن» به معناى گروگان و محبوس شدن هر چيزى است و آن وثيقهاى است كه معمولا در برابر وام داده مىشود كه تا وام پرداخت نشود وثيقه آزاد نخواهد شد و جمله «و المرء قد غلقت رهونه بها» اشاره به اين است كه تمام وثيقههاى معنوى وجود انسان گويى گروگان اموال او مىشود؛ اموالى كه حلال و حرام در آن به هم آميخته است. سعادت انسان، نجات او و سرنوشت آينده او همه در گرو آن است.
[٣] «أصحر» به معناى خارج شدن به سوى صحراست و چون در بيابان همه چيز ظاهر و آشكار مىشود به خلاف كوچهها و پس كوچههاى شهر، اين واژه به معناى اظهار و آشكار ساختن آمده است.