پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨ - شرح و تفسير تو بىنظير و بىهمتايى!
ولى در قيامت كه حجابها كنار مىرود و حقايق، آفتابى مىشود؛ به زودى به اشتباه خود، پى مىبرند و رهبران گمراه و پيروانشان از يكديگر بيزارى مىجويند و اظهار ندامت و پشيمانى و شرمسارى مىكنند؛ امّا چه سود كه وقت آن گذشته است.
اين همان چيزى است كه در فراز بالا به روشنى به آن اشاره شده است.
قابل توجّه اينكه، امام عليه السّلام در فرازهاى گذشته روى سخن را به مردم كرده بود، ولى در اينجا روى سخن به درگاه پروردگار نموده؛ و اين به خاطر آن است كه اهميّت مطلب را گوشزد كند! زيرا مخاطب هر قدر بزرگتر باشد، سخن را سنجيدهتر بايد گفت. آن هم سخنى كه از سوز دل برخاسته است.
سپس در ادامه اين سخن به گروه ديگرى از منحرفين- يعنى مشركان و بتپرستان، كه آنها نيز گروهى از «مشبّهه» محسوب مىشوند- اشاره كرده، مىفرمايد: «دروغ گفتند! آنان كه براى تو همتايى قائل شدند و تو را به بتهاى خود تشبيه نمودند، و لباس و زينت مخلوقين را با اوهام و خيالات خود بر تو پوشانيدند، و تو را همچون اجسام با پندارهاى خود تجزيه كردند، (و اجزايى همچون دست و پا و چشم و گوش براى تو قائل شدند؛) و با سليقههاى منحط خود، تو را به مخلوقى كه قواى گوناگون دارد، مقايسه كردند». (كذب العادلون [١]، بك، إذ شبّهوك بأصنامهم، و نحلوك [٢] حلية المخلوقين بأوهامهم، و جزّأوك تجزئة المجسّمات، بخواطرهم، و قدّروك على الخلقة المختلفة القوى بقرائح [٣] عقولهم).
[١] «عادل» از مادّه «عدل» (بر وزن قشر) به معناى معادل و شبيه و نظير است؛ بنابر اين «عادل»، مطابق اين مفهوم به معناى كسى است كه براى خداوند شبيه و شريك و مانندى قائل مىشود.
[٢] «نحلوا» از مادّه «نحله» در اصل به معناى بخشش و عطيّه است و به گفته «راغب» در كتاب «مفردات»، اين واژه از ريشه «نحل» به معناى زنبور عسل گرفته شده؛ چرا كه بخشش و عطيّه شباهتى به كار زنبوران عسل در دادن عسل دارد. و در عبارت بالا منظور اين است كه بتپرستان با اوهام خود زيور مخلوقين را بر ذات پاك خالق پوشاندهاند و او را از مقام خالقيّت به مقام مخلوق بودن تنزّل دادهاند.
[٣] «قرائح» جمع «قريحه» در اصل به معناى نخستين آبى است كه از چاه كشيده مىشود؛ سپس به آثار فكرى و ذوقى انسان اطلاق شده است.