پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٨ - نكته عشقهاى مقدّس و نامقدّس
در برابر اين تفسيرها و تعريفهاى زيبا، جمعى ديگر از نويسندگان و فلاسفه، شديدترين حملات و اتّهامات خود را نثار عشق كردهاند و آن را همچون يك بيمارى نفرتانگيز تحقير نمودهاند. يكى از نويسندگان معروف مىگويد: عشق مانند بيمارى سرطان و نقرس است كه انسان عاقل بايد از آن فرار كند! يكى ديگر از دانشمندان مىگويد: عشق را اگر يك نوع جنون ندانيم، لا اقل عصارهاى از مغزهاى ناتوان است! اين تفسيرهاى ضدّ و نقيض در مورد عشق به خوبى نشان مىدهد كه همه اين انديشمندان از يك چيز سخن نمىگويند. گروهى نظرشان به عشقهاى مقدّسى است كه تمام وجود انسان را به رنگ خود در مىآورد و با جاذبه بسيار نيرومندش به سوى معشوق حقيقى و خالق يكتا پيش مىبرد.
و آنها كه در نكوهش آن كوشيدهاند نظرشان به عشقهاى آتشين مادّى و مجازى و آلوده به انواع گناه و جنايت است كه غالبا سر از رسوايى و بدبختى و بيمارى در مىآورد.
در عشقهاى مجازى و مادّى نامقدّس، انسان ديوانهوار به چيزى علاقه پيدا مىكند و هر چه دارد در پاى آن مىريزد. در واقع، منظور از عشق در اين جا، جاذبه نيرومندى است كه دو انسان را به گناه و آلودگى و سقوط در لجنزار عصيان مىكشاند و هر چه در نكوهش آن گفته شود، كم است.
اين جاذبه سركش، عقل را ويران مىكند و از كار مىاندازد و انسان بر اثر آن دست به كارهاى جنون آميزى مىزند.
نخستين خطر آن، پرده افكنى بر عيبها، نقصها و زشتىها است. اين گونه عاشقان بىقرار، حتّى بدترين عيوب را با تفسيرهاى شگفتآور حسن معرّفى مىكنند! نه اندرزى مىپذيرند و نه گوش به نصيحت ناصحان مىدهند و حتّى گاه به