پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦١ - شرح و تفسير اوصاف كمال پروردگار
وجود ندارد؛ و وعدهگاهى كه نجات از حكمت جز به وسيله تو ممكن نيست». (كلّ سرّ عندك علانية، و كلّ غيب عندك شهادة. أنت الأبد فلا أمد لك، و أنت المنتهى فلا محيص [١] عنك، و أنت الموعد فلا منجى منك إلّا إليك).
گرچه در ابتداى نظر، واژه «سرّ» و «غيب» به يك معنا است و همچنين واژههاى «علانيه» و «شهاده»؛ ولى بعيد نيست كه منظور از «سرّ» اسرار درون بندگان باشد كه خداوند از همه آنها با خبر است و به تعبير ديگر هر سرّى براى او علانيه مىباشد؛ ولى «غيب» به معناى حوادث آينده، يا گذشته است كه از حسّ ما پوشيده است؛ يا انواع موجوداتى كه در زمين و آسمان پهناور در حال حاضر وجود دارند، ولى حواس ما به آنها دسترسى ندارد. [٢] تعبير به «أنت الأبد» در واقع نوعى تأكيد است بر ابديّت خداوند. او چنان ابدى است كه گويى عين ابديّت است! چرا كه او واجب الوجود است و به همين دليل، نه آغازى دارد و نه پايانى؛ چرا كه آغاز و پايان از اوصاف مخلوقات است كه از جهات مختلف محدودند.
تعبير به «منتهى» و «موعد» درباره خداوند دو وصف متفاوت است. او «منتهى» است، يعنى: همه چيز به سوى او بازگشت مىكند. «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» و او «موعد» است، يعنى: وعدهگاهى است براى حساب و كتاب و بررسى اعمال انسانها و هيچ كس توانايى فرار از دادگاه عدل او را ندارد. قرآن مجيد نيز با صراحت مىگويد:
«وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً»؛ آنها در يك صف به پيشگاه پروردگارت عرضه مىشوند (و به آنان گفته
[١] «محيص» از مادّه «حيص» (بر وزن حيف) به معناى بازگشت و عدول و كنارهگيرى كردن از چيزى است و از آنجا كه «محيص» اسم مكان است، اين كلمه به معناى قرارگاه، يا پناهگاه آمده است.
[٢] از منابع لغت نيز استفاده مىشود كه «سرّ» چيزى است كه انسان آن را مخفى مىكند، ولى غيب هر چيزى است كه از چشم و حسّ ما پوشيده است.