پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - شرح و تفسير تو بىنظير و بىهمتايى!
همچون دست و پا، براى تو قائل شدند) و با سليقههاى منحطّ خود، تو را به مخلوقى كه قواى گوناگون دارد، مقايسه نمودند.
شرح و تفسير تو بىنظير و بىهمتايى!
در اين فراز، بار ديگر امام عليه السّلام به بيان صفات پروردگار باز مىگردد و نسبت به قرار گرفتن در پرتگاه تشبيه هشدار مىدهد؛ شايد به اين دليل كه ممكن است گرفتن دلايل وجود خداوند از جهان خلقت و جستجوى آثار عظمت او در جاى جاى جهان آفرينش، انسان را وسوسه كند كه براى او صفاتى همچون صفات مخلوقات قائل شود و تا سر حدّ قبول جسميّت براى خداوند، سقوط كند.
لذا امام عليه السّلام روى به درگاه خدا آورده، چنين عرض مىكند: « (خداوندا) گواهى مىدهم آن كس كه تو را به مخلوقاتت تشبيه كرده، و براى تو همانند آنها اعضاى مختلف، و مفاصل به هم پيوسته- كه به حكمتت در لابلاى عضلات پنهان گشته است- قائل شود، هرگز در اعماق ضمير خود تو را نشناخته، و يقين به اين حقيقت كه براى تو شبيه و نظيرى نيست در درون جانش قرار نگرفته است؛ و گويا سخن تابعان را كه از رهبران گمراه خود (در قيامت) بيزارى مىجويند، نشنيده است! آن روز كه مىگويند: به خدا سوگند! ما در گمراهى آشكار بوديم كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىشمرديم». [١] (فأشهد أنّ من شبّهك بتباين أعضاء خلقك، و تلاحم [٢] حقاق [٣] مفاصلهم المحتجبة لتدبير حكمتك، لم يعقد غيب ضميره على معرفتك، و لم
[١] اشاره به آيه ٩٧ و ٩٨ سوره شعراء است.
[٢] «تلاحم» از مادّه «لحم» (گوشت) در اينجا به معناى پيوستگى است؛ شبيه به عضلاتى كه در بدن انسان به هم پيوسته است.
[٣] «حقاق» جمع «حقّه» به معناى استخوانى است (گوى مانند) كه در سر بازو، يا بالاى ران قرار دارد.