پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠ - شرح و تفسير تجلّى خدا بر بندگان
است!». (الحمد للّه المتجلّي لخلقه بخلقه).
و اين، در واقع اشاره به «برهان نظم» است كه در جاى جاى قرآن مجيد آمده است. گاه دست انسان را مىگيرد و به آسمانها مىبرد و سيّارات و ثوابت و كهكشانهاى با عظمت را به او نشان مىدهد و گاه به اعماق اتم مىكشاند و ساختمان شگفتانگيز آن را به انسان ارائه مىدهد. گاه عجايب خلقت پرندگان، گاه شگفتىهاى جهان حيوانات و جانداران، گاه اسرار آفرينش نباتات، گاه عجايب اعماق درياها. آرى، به وسيله مخلوقات، خالق را به خلقش نشان داده است و اين داستان عجيب و طولانى دارد كه هرگز تمام نمىشود. از يك سو، هر قدر در عظمت عالم آفرينش بينديشيم، به جايى نمىرسيم و از سويى ديگر، در اسرار خلقت آنها و نظم حاكم بر آنها.
از تفسير بالا روشن شد كه خلق در «لخلقه» اشاره به انسانها است و در «بخلقه» اشاره به تمامى مخلوقات است. يكى خاص، و ديگرى عام است.
سپس در ادامه اين سخن، اشاره به «برهان فطرت» مىكند و مىفرمايد:
«خداوندى كه با حجّت و دليل خود، بر قلب بندگان آشكار شده است!» (و الظّاهر لقلوبهم بحجّته).
چه حجّتى از اين بالاتر كه وقتى انسان به قلب و روح خود باز مىگردد، بانگ توحيد و خداشناسى را از هر گوشه آن مىشنود و به همين دليل، هر قدر شياطين در انكار ذات پاكش بكوشند و براى منحرف ساختن بندگان تلاش كنند، هنگامى كه فشارها برچيده شد، و ابرهاى ظلمانى وساوس شيطانى كنار رفت، فطرت توحيدى تجلّى مىكند و باز انسان به سوى خدا بر مىگردد.
در سومين جمله، اشاره به دليل سومى مىكند كه مىتوان آن را «برهان ابداع» نام نهاد. مىفرمايد: «آفريدهها را بدون نياز به فكر و انديشه آفريد؛ چرا كه انديشه