پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥ - شرح و تفسير وظايف امام و مردم
در اينجا ميان «شارحان نهج البلاغه» سؤالى مطرح شده، سؤالى كه به ذهن هر خواننده دقيقى مىآيد و آن اين كه: چگونه امام عليه السّلام نهى از منكر را مشروط به خوددارى شخص خود نهى كننده از منكرات شمرده و فرموده: «فإنّما أمرتم بالنّهى بعد التّناهي!».
«ابن ابى الحديد» در پاسخ اين اشكال مىگويد: «منظور اين نيست كه نهى از منكر مشروط به خوددارى شخص نهى كننده باشد؛ بلكه منظور اين است كه من نخست شما را به خوددارى از منكرات امر كردم و سپس نهى كردن ديگران». [١] مرحوم «شارح خويى» اين پاسخ را نوعى تكلّف شمرده، سپس افزوده: «بهتر اين است كه در پاسخ اين سؤال گفته شود، امام عليه السّلام در ابتدا هر دو را واجب شمرده (بىآنكه هيچ كدام مشروط به ديگرى باشد) و جمله اخير اشاره به اين است كه وجوب خويشتن دارى از منكرات و موكّدتر از وجوب نهى از منكر است! چرا كه اصلاح خويشتن، مقدّم بر اصلاح ديگران است». [٢] ولى بهتر اين است كه گفته شود: خويشتن دارى از گناه، شرط كمال نهى از منكر است، نه شرط وجوب. زيرا، به يقين انسان وقتى خود مرتكب گناهى شود و بخواهد ديگران را از آن نهى كند، سخن او تأثير چندانى نخواهد داشت و اگر مردم جريان را بدانند او را مورد تمسخر قرار مىدهند و مىگويند:
|
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند |
بانك و فرياد بر آرى كه مسلمانى نيست! |