منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٥٣ - فضيلت حيا و الگو گرفتن از نيكان
اعتبار- با وجود آن كه غالب اوقات، از سخنان خير به ايشان ضررى نمىرسد-، بيشتر از ديگران، احتراز[١] مىنمايند و گاه باشد كه بر يك كلمه ايشان، اثرى چند مترتّب تواند شد در مثلِ رفع ظلم و بدعت كه از ديگرى به سعىها به ظهور نيايد.
و بسيارى از اهل دنيا و ارباب اعتبار هستند كه به مجرّد دانستن قباحتِ كارى كه مرتكب مىشوند، خصوصاً هر گاه از كسى شنوند كه اعتقاد فضل و خوبى به او داشته باشند، تركِ آن امرِ قبيح مىنمايند.
و محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله به سند مرفوع از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه: حيا، دو نوع مىباشد: يكى حيايى كه [از] عقل ناشى مىشود؛ و يكى [حيايى كه] از حماقت. و حياى عقل، علم است و حياى حمق، جهل است.[٢] و بدان كه حيا از شرايف اخلاق كريمه است و همچنانچه مانع از ارتكاب امورى مىشود كه در عرف و عادت، مستلزم عار و خفّت است، مانع از مخالفت الهى، مطلقاً مىشود؛ چه، اگر كسى خوبْ تأمّل كند در قبحِ مخالفت كسى كه از ابتداى خلقت تا وقت مخالفت، از او غيرِ احسان و نيكى نسبت به آن بنده واقع نشده باشد و داند كه او بر آنچه بنده ارتكاب نمايد از خوب و بد، اطّلاع تام دارد و به صفت حيا موصوف باشد، البته حيا، او را از آن فعل، باز مىدارد، و اگر حيا مسلوب شود، نفس امّاره و شيطان، همه قبايح را سهل و آسان مىسازند[٣].
و در كلام حضرت امير المؤمنين عليه السلام يا حديث نبوى وارد شده كه: «إذا لَمْ تَسْتَحى فَاصْنَعْ ما شِئْتَ»؛[٤] يعنى: هر گاه شرم نكنى، هر چه مىخواهى، بكن.
و اين كلام را بر دو وجه تفسير نمودهاند: يكى آن كه هر گاه ترك حيا كردى و فضيحت و عار بى شرمى را بر خود قرار دادى، از هيچ فعل قبيحى[٥] امتناع نخواهى كرد و ارتكاب هر كار بدى كه خواهش نفس به جانب آن مايل شود[٦]، خواهى كرد. پس امر در اين كلام، به معنى توبيخ و سرزنش خواهد بود.
ديگر آن كه نظر كن، اوّلًا در كارى كه اراده كردهاى. پس اگر از جمله افعالى است كه بعد از كردن آن، از خالق و خلايق شرمندگى نخواهى كشيد، بكن آن كار را، هر چه باشد؛ و اگر متضمّن
[١]. الف و ج:-« احتراز».