منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤١٨ - فضيلت تولّا به ولايت الهى و دورى از ولايتِ غير خدا
و به زير مىافتند.
خواستهاند كه امام را به عقلهاى حيرانِ بائرِ[١] ناقص، و رأىهاى گمراه، تعيين نمايند و روز به روز از خداى تعالى، دورتر[٢] مىشوند. خدا بكُشد ايشان را، به چه راه باطلى افتادهاند! به تحقيق كه قصد جايى صعب كردهاند و دروغى[٣] عظيم گفتهاند و به گمراهىِ دور و حيرت افتادهاند؛ زيرا كه دانسته، دست از امام برداشتهاند و شيطان، كارهاى ايشان را در نظر ايشان، زينت داده و ايشان را از راه حق، منع كرده با آن كه خداى تعالى، بينايى به ايشان داده، و از برگزيده خدا و رسول او صلى الله عليه و آله و اهل بيت او عدل كردهاند به آنچه خود اختيار كردهاند، و قرآن به آواز بلند به ايشان مىگويد كه:
«وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ»؛[٤] يعنى: خداى تو، خلق مىكند آنچه را مىخواهد و برمىگزيند، و ايشان را نيست برگزيدنِ چيزى.
و منزّه است خداى تعالى به تنزيهى كه لايق او باشد، و مرتبه او بلند است از آنچه ايشان، شريك خداى تعالى مىسازند.
و بعد از آن فرمود كه: خداى- عزَّ و جلَّ- فرموده: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً»؛[٥] يعنى: هيچ مرد و زنى را كه ايمان آورده باشند، نمىرسد كه هر گاه خدا و رسول او حكمى بفرمايند، چيز ديگر را اختيار كرده، از حكم خدا و رسول، بيرون روند. و كسى كه نافرمانىِ خدا و رسول كند، پس به تحقيق كه گمراه شده؛ گمراه شدنى ظاهر.
بعد از آن، در ابطال اختيار [امام به وسيله مردم]، به آيات ديگر استدلال فرمود.[٦] و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه عبد اللَّه بن الكوّاء از حضرت امير المؤمنين عليه السلام از تفسير اين آيه سؤال كرد كه: «وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ».[٧] فرمود: ماييم بر اعراف كه مددكاران خود را به علامات ايشان مىشناسيم. و ماييم اعراف كه خداى تعالى را نمىتوان شناخت، مگر از راه شناختن ما. و ماييم اعراف كه خداى- عزَّ و جلَّ-، ما را شناخته، بر صراط، باز مىدارد. پس داخل بهشت نمىشود، مگر كسى كه ما را بشناسد و ما او
[١]. ب:-« بائر».