منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٨ - مقدّمه مؤلّف
امّا بعد[١]، چون به موجب تقدير قدير خبير، احياى موات موادّ قابله افراد انسان، منوط به جريان انهار و جداول سلسبيل متابعت سبيل حق و يقين و تسنيم تسليم و انقياد پيشوايان و هُدات طرايق دين مبين است و نضارات[٢] رياض صُدور و طراوت حدائق قلوب اربابِ ايمان و اصحاب عرفان، موقوف به تتابع رَشَحات كلمات آبدار و هُبوب رياح مبشّرات انفاس عيسوىْانتسابِ خطباى منابر ارشاد و هدايت- اعنى اهل بيت عصمت و طهارت- است و از جمله كنوز مشتمله بر صنوف جواهرْ معارف و دُرَرِ آبدار حِكَم كه بنا بر قُصور، هم در زواياى كتب اخبار، مخفى و مستور مانده، وصيّتى است كه از بحر موّاج علوم و حقايق و كشّاف معضلاتِ اسرار و دقايق، جعفر بن محمّد الصادق- صلوات اللَّه و سلامه عليه ما نَطَقَ ناطِقٌ-، به جهت اهتداى خواصّ اصحاب و خازنان اسرار و ساير متمسّكان عروة الوثقاى متابعت حق و يقين، سِمَتِ ظهور يافته و امر به محافظت و تعاهد آن فرموده، و متتبّعان اوامر و نواهى آن حضرت، نظر و تأمّل در آن را سادسِ فرايض و در مرتبه رواتب مىشمردهاند و بسيارى از سالكان طُرُق سَداد و متعطّشان رَحيق رَشاد، از ادراك حقايق و اطّلاع بر رموز و دقايق آن، بنا بر عدم قدرت بر فهم كلام عرب محرومند، حقيرِ قليلُ البضاعه، علاء الدين محمّد بن ابو تراب گلستانه- عفى اللَّه تعالى عن جرائهما يوم الدين وحشرهما تحت لواء الأئمّة الطّاهرين-، خواست كه جواهرِ اسرار آن را به قدر فهم ناقص و ذهن قاصر، به عبارتى فارسى قريب به افهام، در سِلك تحرير، منتظم سازد تا باشد كه به بركت هدايت و آبروى جمعى كه درگاه بارگاه[٣] جلال سبحانى، راه عرض و قبول حاجات و رتبه اسعاف مآرِب و مرادات يافتهاند، نامه اعمال خود را از سياهرويى جرائم آثام و عظائم سيّئات، مصفّا سازد و از اخبار اهل بيت طاهرين، آنچه در هر مقامْ مناسبت تامّ داشته باشد، به جهت تأييد مطالب مندرجه در مطاوى آن و اشتمال بر زوايد فوايد، ايراد نمايد تا فايده آن، اتم و نفع آن، اعظم باشد. و از آنچه بعضى از مترجمين رعايت مىنمايند از تطبيق ميانه جميع اجزاى كلامين در ترتيب و زياده و نقصان، در بسيارى از مواضع، عدول نمود تا كلام از حِليه ارتباط، عارى و عاطل نماند و آن را به منهج اليقين، موسوم ساخت.
اميد به كَرَم بى منتهاى سبحانى، آن كه به تأييد اخلاص نيّت و تصفيه عزيمت از اغراض باطله در تأليف اين مختصر و ساير اعمال، منّت گذارد و به هر حرفى، حسنات مضاعفات در نامه عمل
[١]. الف:-« اما بعد».