منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٠١ - زوال و بى قدرى دنيا
پيغمبر خود را صلى الله عليه و آله كه پاكتر و پاكيزهتر از جميع مخلوقات است؛ زيرا كه سزاوار پيروى است از براى هر كس كه پيروى خواهد و سزاوار است به آن كه هر نسبتْ جويندهاى، خود را به او منسوب سازد. و دوستترينِ بندگان پيشِ خداى تعالى، كسى است كه پيروى پيغمبرِ او[١] با پيغمبر خود صلى الله عليه و آله كند و قدم بر قدم او گذارد. و طريقه او صلى الله عليه و آله آن بود كه از دنيا به گوشه دندان، تناول مىكرد؛ يعنى زياده بر قدر ضرورت، از متاع دنيا برنمى داشت و يك چشم زدن را به عاريت به دنيا نمىداد؛ يعنى نگاه عاريه به دنيا نمىكرد، چه جاى آن كه از روى ميل و خواهش، التفات به دنيا نمايد.
پهلويش از دنيا، تهىتر[٢] از همه كس بود و شكمش از همه كس، خالىتر. دنيا را بر او عرض كردند، ابا و امتناع نمود از آن كه دنيا را قبول كند، و يقين دانست كه خداى تعالى چيزى را دشمن داشته، پس او نيز دشمن داشت، و خداى تعالى چيزى را بىقدر دانسته، پس او نيز بىقدر داشت، و [چون چيزى را] كوچك شمرد[٣]، او نيز كوچك و حقير شمرد[٤]. و اگر از بدىها به غير از همين معنى در ما نباشد كه دوست مىداريم چيزى را كه خداى تعالى دشمن داشته، و تعظيم مىكنيم چيزى را كه خداى تعالى حقير شمرده، هر آينه، اين معنىْ كافى است در مخالفت الهى و منازعت و سركشى از امر الهى.
و به تحقيق كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر روى زمين، چيزى مىخورد و به طريقِ غلامان و بندگان مىنشست و نعلين خود را به دست خود مىدوخت و جامهاش را به دست خود پينه مىكرد و بر خرِ برهنه، سوار مىشد و ديگرى را در عقبِ خود، سوار مىكرد. و پردهاى بر درِ خانه آن حضرت بود كه در آن پرده، صورتى چند نقش كرده بودند. پس به يكى از زنان خود مىفرمود: اى فلانه! اين پرده را از برابر من پنهان كن؛ زيرا كه وقتى كه نگاه به اين پرده مىكنم، دنيا و زينتهاى دنيا به خاطرم[٥] مىآيد. پس روى دل خود را از دنيا گردانيده بود و ياد دنيا را بالكلّيه از خاطر خود، محو ساخته [بود] و دوست مىداشت كه زينت دنيا از چشم او غايب باشد تا آن كه از دنيا، لباس فاخرى يا مالى به دست نياورد و دنيا را خانه قرار و محلّ آرام خود نداند و اميد اقامت در دنيا نداشته باشد. پس دنيا را از خاطر خود، به در كرد و از دل، بيرون كرد و از نظر، غايب ساخت.
و عادت چنين جارى شده كه هر گاه كسى چيزى را دشمن دارد، نمىخواهد كه نگاه به او كند و
[١]. الف:-« و سزاوار است به آن كه هر نسبتْ جويندهاى، خود را به او منسوب سازد. و دوستترينِ بندگان پيشخداى تعالى، كسى است كه پيروىِ پيغمبر او».