منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١١٧ - چهارم قتل مؤمن
محلّ كلام است. و اللَّه تعالى يعلم!
و ميانه علما به حَسَب ظاهر، خلافى نيست در آن كه قتل مؤمن، مطلقاً از جمله كبائر است.
و ابن بابويه قدس سره در كتاب من لا يحضره الفقيه و كلينى رحمه الله در كافى، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كردهاند كه: اوّلْ حكمى كه خداى تعالى در روز قيامت مىفرمايد، حكم خون است. پس دو فرزند آدم را- كه قابيل و هابيل باشند- بر پا مىدارند و ميانه ايشان، حكم مىفرمايد. بعد از آن، صاحبان خون كه بعد از ايشان باشند، تا وقتى كه هيچ كس نمانَد. و مقتول، قاتل خود را مىآورد و روى او را به خون، آلوده مىكند. پس خداى تعالى مىفرمايد كه: تو، او را كشتهاى؟
و او نمىتواند كه از خداى تعالى، چيزى را پنهان سازد.[١] و از حضرت على بن الحسين عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: گول مخوريد به آن كه قادر بر كُشتن كسى باشيد؛ زيرا كه آن مقتول را در پيش خدا، كُشنده و تلافىكنندهاى هست كه نمىميرد. گفتند: كدام است آن قاتلى كه نمىميرد؟ فرمود كه: آتش جهنّم.[٢] و ابن بابويه رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه: روز قيامت، مردى، ديگرى را به خونْ آلوده مىسازد، در وقتى كه مردم، مشغول حساباند. پس آن مرد مىگويد كه: اى بنده خدا! مرا با تو چه كار است؟ آن ديگرى مىگويد كه: تو كلمهاى چنين در باب من، فلان روز گفتى و باعث آن شد كه من، كُشته شدم.[٣] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: كسى كه در باب مؤمنى، نصفْ يا كلمه يا پارهاى كلمه بگويد كه از آن گفتن، ضررى به آن مؤمن رسد، روز قيامت كه حاضر مىشود، در ميان هر دو چشم او نوشته خواهد بود كه: «نااميد است از رحمت من».[٤] و كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه: روز قيامت، مردى مىآيد و با او به قدر مَحجَمهاى[٥] خون خواهد بود. پس مىگويد كه: واللَّه كه من، كسى را نكُشتهام و شريك در خون كسى نشدهام! پس خداى تعالى مىفرمايد كه: نه چنين است. سخن در باب فلان بنده من گفتى و آن سخن، ترقّى كرد و به جايى رسيد كه باعث كشته شدن آن بنده شد و اين مَحجَمه از خون او به تو مىرسد.[٦]
[١]. همان، ج ٧، ص ٢٧١ و ٢٧٢، ح ٢.