منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٧٤ - الف آيات
و از جمله آيات كه دلالت بر جواز تقيّه مىكند، قول الهى است كه مىفرمايد: «وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ»؛[١] يعنى: خداى تعالى، بر شما تنگى يا مرتبه شديدى از تنگى در دين، مقرّر نساخته و تكاليف شاقّه نفرموده.
و موافق مضمون آيه است، حديثى كه عامّه و خاصّه روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه: فرستاده شدهام من به سوى شما به دينِ آسان، نه دشوار.[٢] و شك نيست كه ترك تقيّه نمودن به جهت مسح پا، مثلًا در وضو، يا امرى كه كفّار، انكار آن نمايند و نزد ايشان، بد باشد و متحمّل شدن تعذيب شديد كه بر تركِ تقيّه كنند يا قتل، اگر بكُشند، تكليفى است در غايتِ صعوبت و دشوارى.
اگر كسى گويد: كه: «خداى تعالى، تكليف كرده است مسلمانان را به جهاد با كفّار و آن كه نگريزند از خصم، هر چند شجاع و دلير باشند[٣] و به حَسَب عدد، دو برابر مسلمانان باشند و اين، تكليفى است شديد و تقيّه در چنين موضعى، جايز نيست»، جواب گوييم كه: هر گاه دليلى بر وجه عموم، دلالت بر حكمى كند تا چيزى نباشد كه بعضى از افرادِ، آن عام را بيرون كند آن عام، معتبر و لازم الاتّباع است و اگر بعضى از افراد را دليلى مخصِّص بيرون كند، در باقىِ افراد، حجّت است.
پس جهاد يا چيزى ديگر كه دليل بر آن قائم شود، مستثنا [است] و باقى در تحت عموم، داخل خواهد بود با آن كه صعوبت جهاد و كشته شدنى كه از روى مردانگى و حميّت و اميد ظفر باشد، مثل آن نيست كه كسى را در زير چوب يا[٤] شكنجه بكُشند يا آزارى بليغ از روى خوارى و مغلوبيت رسانند.
و بسيارى از نفوس، به محض آن كه بعضى از جهّال، شجاع و دلير خوانند[٥]، در جنگهاى باطل كه نه غرض دينى در ضمنِ آن باشد، و نه دنيوى، از [مواجهه با] خصمى كه ظن يا جزم داشته باشند كه بر ايشان غالب مىشود[٦]، بر نمىگردند و كشته مىشوند و اين معنى را سهل و آسان مىشمارند؛ چه جاى جهاد فى سبيل اللَّه كه دانند كه در قدم اوّل، از اهل جنّت و مغفرت الهى مىشوند و هيچ نفسى به آزار سهل يا مقهوريّت و مذلّت، راضى نمىشود. و بعضى نفوس، كشته
[١]. سوره حج، آيه ٧٨.