منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٧٣ - الف آيات
مىنمود[١] و مىگفت: چيست تو را كه گريه مىكنى؟ اگر نوبت ديگر، چنين حالى رو دهد، باز كلمه كفر بگو و خود را خلاص ساز.[٢] و فخر رازى در تفسير كبير ذكر كرده كه مُسيلمه كذّاب، دو كس از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله را گرفته، يكى را گفت كه: شهادت مىدهى كه محمّد، رسول خداست؟ گفت: بلى. گفت: شهادت مىدهى كه من، رسول خدايم؟ گفت: بلى. و ادّعاى مسيلمه، آن بود كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر قريش مبعوث شده، پيغمبرِ ايشان است و او پيغمبرِ مبعوث بر بنى حنفيه است.
پس آن مرد را گذاشت و آن ديگرى را گفت كه: شهادت مىدهى كه محمّد، رسول خداست؟
سه مرتبه گفت: بلى. گفت: شهادت مىدهى كه من، رسول خدايم؟ سه مرتبه گفت: گوش من، نمىشنود. پس او را بكُشت. و چون خبر ايشان به حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيد، فرمود كه: آن كه كُشته شد، به صدق و اخلاص رفت. پس خوشا حال او! و آن ديگرى، رخصت الهى را قبول كرده، ضررى به او ندارد تصديقى كه كرده.[٣] و از آن جمله، قول الهى است كه فرموده: «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»[٤]
مفسّران، در سبب نزول اين[٥] آيه، اختلاف نمودهاند. بعضى گفتهاند كه در باب عبد اللَّه ابن ابَى و اصحاب او نازل شده كه با جمعى از يهود، دوستى مىكردند و اخبار به ايشان مىرسانيدند و اميد مىداشتند كه ايشان بر رسول اللَّه صلى الله عليه و آله غالب شوند. و بعضى درباره بعضى ديگر ذكر كردهاند و حاصل معنى، چنانچه گفتهاند، آن است كه: بايد كه مؤمنان، دوست خود نگيرند كفّار را و با ايشان، مودّت ننموده[٦]، ترك دوستى با مؤمنان ننمايند، مگر آن كه از ايشان ترسند و تقيّه نمايند كه در اين صورت، مودّت ظاهرى نه باطنى، به ايشان قصور ندارد و خداى تعالى، حذر مىفرمايد شما را از آن كه خود را در معرض غضب او در آريد؛ و بازگشت همه به سوى اوست.[٧]
[١]. ب و ج:« مىفرمود».