منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٦١ - ج عفّت
بلكه اوامر و نواهى فرموده و از ايشان، چيزى چند خواسته، چنانچه فرموده: «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً»؛[١] يعنى: آيا گمان مىكند آدمى، مُهمَل وا گذاشته شده و مأمور و مُنهى نشده؟
«وَما دُنْياه الَّتى تَحَّسَّنَتْ لَهُ بخَلْفٍ مِنَ الآخِرَةِ الّتى قبّحها سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ»؛[٢] [يعنى:] و دنيايى كه در نظر او مزيّن شده، عوض نمىتواند بود از آخرتى كه در نظر او از راه غلطبينى، كريهمنظر نموده.
«وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِى ظَفَرَ مِنَ الدُّنْيا بِأعْلَى هِمَّتِهِ كَالآخِر الَّذِى ظَفَرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأدْنى سُهْمَتِه»؛[٣] [يعنى:] و نيست فريفتهشده و گولخوردهاى كه در دنيا، به اعلى مراتب همّت و آرزوى خود رسيده باشد، مثل ديگرى كه از آخرت، به اندكْنصيبى رسيده باشد.
و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: هيچ مالى مثل عقل نيست. و هيچ تنهايىاى، موحشتر از عُجب و خودبينى نيست. و هيچ عقلى، مثل عاقبتانديشى نيست. و هيچ شرف و كرامتى مثل تقوا و حذر از ارتكاب عقوبات الهى نيست. و هيچ قرين و رفيقى، مثل حُسن خُلق و سلوك نيكو نيست. و هيچ ميراثى، مانند ادب و حُسنِ معاشرت نيست. و هيچ قائدى و رهبرى، مثل توفيق الهى نيست. و هيچ تجارت و سودايى، مثل كسب عمل صالح نيست. و هيچ سود و نفعى، مثل ثواب الهى نيست. و هيچ وَرَعى، مثل توقّف در جاهايى كه محلّ شبهه باشد و طريق حق واضح نباشد، نيست. و هيچ زُهد و تَرْكى، مثل ترك چيزهاى حرام نيست[٤]. و هيچ عبادتى، مثل ادا كردن و به جا آوردن آنچه خداى تعالى واجب ساخته نيست. و هيچ ايمانى، مثل حيا و صبر نيست؛ زيرا كه هر يك از اين دو چيز كه نباشند، ايمان [نيز] نخواهد بود. و هيچ بزرگىاى كه به كسب حاصل تواند شد، مثل تواضع و فروتنى نيست. و هيچ شَرَفى، مثل علم نيست. و هيچ مددكارى، محلّ اعتمادتر از مشورت و مصلحت ديدن نيست.[٥]
[ج. عفّت]
و امّا «عفّت»، يعنى اجتناب نمودن از خوردن چيزهاى حرام و ارتكابِ فسوقى كه شهوت، باعث آنها مىشود؛ مثل زِنا و غير آن.
[١]. سوره قيامت، آيه ٣٦.