منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٨ - فضليت صبر
مىخواست و مىخواند، همگى به عذاب خَسْف گرفتار مىشدند.
پس گريبان سلمان را مخالفان گرفتند و بر گردن او زدند تا گردن او ورم كرده، مثل غدّه در گردنش به هم رسيد. پس حضرت امير المؤمنين عليه السلام در آن حال بر او گذشت و فرمود: يا ابا عبد اللَّه! اين آزار كه كشيدى، از آن معنى است كه به خاطرت رسيد. بيعت كن با ابو بكر كه چارهاى ديگر نيست. و مصلحت در مخالفت نيست. پس سلمان، بيعت نمود. و ابو ذر را حضرت امير المؤمنين عليه السلام امر كرد به سكوت و سخن نگفتن در باب ابى بكر و عمر و اتباع ايشان. پس از راه بىطاقتى، احتراز ننمود از آنچه دشمنان گويند و بعضى سخنان گفت. پس از اين جهت، عثمان بر او تسلّط يافته، ايذا به او رسانيد. بعد از آن، جمعى ديگر از مردم، از كرده خود توبه و انابت نموده، به اسلام رجوع كردند.[١] و از بعضى احاديث، زيادتىِ سلمان در مراتب ايمان بر ابو ذر و مقداد، ظاهر مىشود[٢] و مىتواند بود كه ايمان هر يك، از وجهى كاملتر بوده باشد.
و بالجمله، تزلزل و اضطرابِ قليل، چندان مُضر نيست. و بسيارش، منافىِ ايمان است، چنانچه گذشت. و مناسب كلامى كه حضرت بعد از اين مىفرمايد، مبالغه در صبر شيعيان بر جفاى مخالفان و ترك تزلزل و اضطراب در امر امام عليه السلام و به حالِ خود بودن شيعيان و ترك منازعه و قتال با سنّيان به حَسَب اقتضاى زمان و امثال اين معانى است. و لهذا، كلام را به چند لفظ كه به حَسَب معنى نزديك به يكديگرند، تأكيد فرمودهاند.
[فضليت صبر]
و از جمله اخبار كه در باب صبر و تحريض بر آن وارد شده، روايت كرده است كلينى- قدّس اللَّه روحه- از حضرت سيّد الساجدين على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود: صبر و رضاى از جناب اقدس الهى، به منزله سرِ طاعت و بندگى است. و كسى كه صبر كند و راضى شود از خداى- عزَّ و جلَّ- در آنچه براى او مقرّر و مقدّر ساخته از راحت و تعب، البته مقرّر نمىسازد و بر او جارى نمىكند خداى تعالى از نعمت و بلا، مگر چيزى را كه خير آن بنده در آن باشد.[٣] و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه: صبر نسبت به ايمان، مثل سر است نسبت به
[١]. اختيار معرفة معرفة الرجال، ج ١، ص ٥٢، ح ٢٤؛ بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤٤٠، ح ٩.