منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٠٥ - فضليت يارى مؤمنان و نيكى و احسان به آنها
حاجت برادر خود را بر مىآورد، ابتدا به حاجت الهى كرده و[١] به آن سبب، خداى تعالى، صد حاجت او را بر مىآورد كه بهشت، در يكى از آنهاست. و كسى كه غمى از او دفع كند، خداى تعالى، غمِ قيامت را از او دفع مىكند، هرقدر كه باشد. و كسى كه اعانت كند او را تا بر ظالمى ظفر يابد، خداى تعالى، او را در گذشتن از صراط، مدد مىكند در وقتى كه قدمها مىلغزد. و كسى كه در حاجت او سعى كند تا آن كه برآورده شود و باعث خوشحالى او شود، مثل آن است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را مسرور كرده باشد. و كسى كه او را از تشنگى سيراب كند، خداى تعالى از شراب سر به مُهر به او مىدهد. و كسى كه او را از گرسنگى سير كند، خداى تعالى، از ميوههاى بهشت به او مىدهد. و كسى كه بدن او را از برهنگى بپوشانَد، خداى تعالى، از اسْتَبرَق و حرير به او مىپوشاند.
و كسى كه او را بپوشاند بى آن كه برهنه باشد، هميشه در حفظ الهى است تا از آن جامه، رشته بر او هست. و كسى كه كفايتِ او كند در امرى كه باعث سبُكى او شود و روى او را نگاه دارد و دست به زير بار او برَد، خداى تعالى، «ولدان مخلّدون[٢]»- كه خادمان اهل بهشتاند-، به جهت خدمت او مقرّر مىفرمايد. و كسى كه او را سوار كند، خداى تعالى، او را بر ناقهاى از ناقههاى بهشت سوار كرده، به صحراى قيامت، حاضر مىسازد و ملائكه به او مباهات مىكنند. و كسى كه در وقت موت، او را كفن كند، چنان است كه از روز ولادت تا وقت موت، او را پوشانيده باشد، و كسى كه زنى به او دهد كه به آن زن، انس بگيرد و مايل به او باشد، خداى تعالى، صورتى را در قبر، مونس او سازد كه دوستترينِ اهل او باشد و كسى كه در بيمارى عيادتِ او كند، ملائكه دور او را مىگيرند و از براى او دعا مىكنند تا وقتى كه برگردد، و مىگويند كه: خوشحال باشى و بهشت براى تو خوش باشد! و اللَّه كه قضاى حاجت او پيش خداى تعالى، دوستتر است از آن كه دو ماه پى در پى را روزه بدارد با اعتكاف در ماههاى حرام.[٣] و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه: مؤمنى از شما، مردى در روز قيامت از پيش او خواهد گذشت كه آن مرد را شناسد و امر شده باشد كه او را به جهنّم برند و فرشتهاى او را به سوى جهنّم برَد. پس آن مرد گويد كه: اى فلان! به فرياد من برس كه من در دنيا به تو نيكى مىكردم و در مطلبى كه نزد من داشتى، كارسازىِ تو مىكردم. آيا امروز مىتوانى كه در عوض آن، مرا مددى بكنى؟ پس آن مؤمن به فرشتهاى كه آن مرد را مىبرد، گويد كه: او را بگذار.
[١]. ب:-« و».