منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٠٤ - فضليت يارى مؤمنان و نيكى و احسان به آنها
شما مسرور شديد؟ فرمود: آرى. واللَّه كه خدا و رسولش را مسرور ساخت![١] و شيخ مفيد رحمه الله در مجالس و شيخ طوسى رضى الله عنه در امالى و ابن بابويه رحمه الله در ثواب الأعمال، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: وقتى كه بنده مؤمن از قبر بيرون مىآيد، شخصى پيش روى او مىافتد و آن مؤمن، به هر يك از هولهاى قيامت كه مىرسد، آن شخص به او مىگويد: مترس و دلگير مباش كه كرامت و سُرور الهى به تو مىرسد. و هميشه او را به سُرور و كرامت الهى بشارت مىدهد تا وقتى كه در برابر عرش الهى حاضر مىشود و حساب او به آسانى مىگذرد و خداى تعالى مىفرمايد كه او را به بهشت برَند و آن شخص، همه جا پيش روى او مىرود. پس آن مؤمن به او مىگويد: رحمت خداى- عزَّ و جلَّ- بر تو باد كه تو خوب رفيقى بودى از براى من، و از وقتى كه از قبر بيرون آمدم تا حال، مرا به سُرور و كرامت الهى بشارت دادى! تو كيستى؟ آن شخص مىگويد: من، آن خوشحالىام كه از تو به برادر مؤمنت در دنيا رسيد و خداى تعالى، مرا از آن خوشحالى خلق كرده، از براى آن كه تو را بشارت دهم.[٢] و كلينى رحمه الله اين مضمون را به چند طريق، روايت كرده.[٣] و شيخ طوسى رحمه الله در امالى، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه سَدير صيرفى به خدمت آن حضرت آمد. فرمود: اى سدير! مال هيچ كس بسيار نمىشود، مگر آن كه حجّت الهى بر او عظيم مىشود. پس اگر توانيد كه آن حجّت را از خود دفع كنيد، بكنيد. سدير گفت: يابن رسول اللَّه! به چه چيز دفع كنيم؟ فرمود: به آن كه از مال خود، كارسازىِ برادران بكنيد.[٤] و ابن بابويه رضى الله عنه در عيون، روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به شخصى نوشت كه:
اگر خواهى كه خاتمه عملت به خير باشد و از دنيا با بهترين اعمال بروى، حقّ الهى را عظيم بدان.
و احتراز كن از آن كه نعمتهاى او را در معاصى صرف كنى و فريب خورى به حِلمى كه مىكند و بدىها را بر تو نمىگيرد. و اكرام كن همه[٥] كس را كه بيايى كه يادِ ما مىكند به دل يا زبان يا دعوىِ دوستى ما كند. و بر تو چيزى نيست، خواه راست گويد و خوه دروغ. آنچه به تو مىرسد، نيّت توست و دروغ او براى او ضرر دارد.[٦] و در ثواب الأعمال، از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه فرمود: كسى كه يك
[١]. همان، ص ١٩٠، ح ٩.