منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٦٢ - چگونگى محافظت از نماز
و از حضرت امام موسى [كاظم] عليه السلام روايت كرده كه فرمود: وقتى كه وفات پدرم عليه السلام رسيد، به من گفت: اى فرزند! به تحقيق كه شفاعت ما نمىرسد به كسى كه نماز را سبُك مىگيرد.[١] ديگر، ترك نكردن قنوت در جميع نمازها.
ديگر، رعايت كردن وقتهاى فضيلت در جميع نمازها، چنانچه نماز صبح را تأخير نكند تا وقتى كه سرخىِ طرف مشرق، ظاهر شود؛ بلكه قبل از آن به جا آورد، و نماز ظهر را پيش از آن كه سايه به قدر چهار قدم شود يا مثل شاخص شود. و قدم هفتْيك شاحض است، چنانچه طول قدم آدمى، غالب به قدر هفتْيكِ قامتش مىباشد. و بعضى از علما گفتهاند كه هرگاه كسى نماز ظهر را تأخير كند تا وقتى كه سايه به قدر شاحض شود و در آن تأخير، عذرى نداشته باشد، نمازش قضا مىشود. و همچنين گفتهاند كه كسى كه مختار باشد اگر نماز عصر را تأخير كند تا سايه دو مثل شود، قضا مىشود، و نماز مغرب را تا وقتى كه سرخىِ طرف مغرب برطرف شود، تأخير نكند.
ديگر، نوافل شبانهروزى را ترك ننمودن، خصوصاً نماز شب كه در آن، تأكيد بسيار است.
و نافله شب با نماز شَفْع و وَتْر، يازده ركعت است، و نافله صبح، دو ركعت، و نافله ظهر و عصر، هر كدام هشت ركعت، و نافله شام، چهار ركعت، و نافله خفتن، دو ركعت، نشسته يا ايستاده.
و در احاديث، وارد شده كه نافله، تلافى نقصانِ فريضه مىكند و تلافى مىكند متوجّه شدن در اثناى نماز را به چيزهاى ديگر و فكرها كردن و از نماز، غافل بودن [را]. و تأكيد بسيار در باب قضا كردن نوافل، وارد شده. و در بعضى از احاديث، وارد شده كه: كسى كه [قضا] نكند، در روز قيامت، سبُكگيرنده و ضايعكننده سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله محشور خواهد شد.
ديگر، متوجّه شدن به عبادت و دل را مشغول فكرها و خيالها نساختن و در اثناى نماز، نگاه به طرف چپ و راست نكردن؛ بلكه تا ايستاده باشد، نگاه به موضعِ سجده كند و در وقت قنوت، به كفِ دست و در حال ركوع، به ميان قدمها و در سجود، به طرف بينى و در تشهّد، به كنار خود.
و در احاديث، وارد شده كه از نماز، همان قدر قبول مىشود كه دلِ آدمى، متوجّه آن است. و كسى كه نافله به جا آورد، تلافى آن نقصان، به نافله مىشود- چنانچه مذكور شد-، و مىتواند بود كه با وجود آن كه كسى در نماز فكرها كند، نمازش صحيح باشد، به اين معنى كه قضا بر او لازم نباشد و حكم تارك الصلاة نداشته باشد؛ امّا مقبول نباشد، يعنى استحقاق ثواب، نداشته باشد يا موجب رسيدن به مراتب عاليه نشود. و اگرچه كم واقع مىشود كه خيالات در اثناى نماز در ذهن
[١]. همان، ص ٢٧٠، ١٥.