منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٢٦ - حرمت عمل به رأى و قياس
بسيارى از مواضع، حلال كردند. پس اين است اصل ثمره و فايده خواهشهاى ايشان. و منافع دنيوى و اغراض باطله كه در ضمن عمل به رأى و قياس، منظور ايشان است، فرعِ اين ثمره است.
بدان كه اين كلام شريف، صريح است در آن كه عمل به هوا و رأى و قياس، جايز نيست. و هوا، عبارت از خواهش و ميل نفس است؛ يعنى عمل كردن به آنچه طبع، مايل به آن باشد، بى آن كه متابعتِ دليلى شرعى كند[١]. و رأى، عبارت است از آنچه در نظر، مُستَحسَن باشد، بى دليلى شرعى.
و قياس، عبارت است از ادلّه عقليه كه افاده ظنّى كند، بىآن كه مستند به دليلى شرعى باشند.
و ظاهر اخبار، آن است كه قياس، منحصر نيست در الحاق حكم جزئى از جزئيات به جزئى ديگر؛ بلكه اين معنى از جمله جزئيات قياس است. و ظاهر آن است كه اختلاف علما در باب استنباط احكام از آيات و احاديث، و فهميدن اخبار و جمع ميانه ادلّهاى كه به حَسَب ظاهر، معارضه و منافاتى ميان ايشان باشد، خصوصاً در زمان غيبت و حرمان از ادراك خدمت و سؤال از اهل بيت عصمت و طهارت- صلوات اللَّه عليهم أجمعين-، داخل در عمل به رأى و قياس نباشد. و در زمان حضور، ظاهر آن است كه عرصه، تنگتر باشد، و در مواضع اشتباه، توقّف بايد كرد تا امرى صريح، ظاهر شود.
[حرمت عمل به رأى و قياس]
و در ابطال عمل به آرا و مقائيس[٢]، احاديثْ بسيار است. از آن جمله، روايت كرده ابن بابويه رحمه الله در علل الشرائع، از ابن شبرمه كه گفت: من و ابو حنيفه، نزد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتيم. پس ابو حنيفه را مخاطب ساخته، فرمود كه: از خداى تعالى بترس و در دين، به رأى خود، قياس مكن؛ زيرا كه اوّلْ كسى كه قياس كرد، شيطان بود. خداى- عزَّ و جلَّ- او را به سجده آدم عليه السلام امر فرمود. پس گفت: من بهترم از او؛ زيرا كه مرا از آتش آفريدهاى و آدم را از گِل خلق كردهاى.
بعد از آن فرمود: خبر ده مرا كه از براى چه چيز، خداى تعالى در چشم، شورى قرار داده و در گوش، تلخى، و رطوبت در دو سوراخ بينى، و عذوبت در آب دهن؟ گفت: نمىدانم. حضرت فرمود: از براى آن كه چشمهاى آدمى، از پيه خلق[٣] شده و شورى در آنها براى آن مقرّر فرموده تا
[١]. ج:« كنند».