منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٩٨ - زشتى معصيت الهى
و در اين كلام شريف، اشاره به سه چيز واقع شده: يكى، قبحِ معصيت و مخالفت الهى و بدىِ حال و زيانكارى اصحاب معاصى. ديگر، انقطاع و زوال دنيا و خوارى و بىقدرى آن در برابر لذّتها و نعمتها كه خداى تعالى از براى بندگان خاصّ[١] و دوستان خود، مهيّا فرموده. ديگر، علوّ شأن و رفعت قدر جنّت كه جلوهگاه عطاياى الهى و مائده كرامت و لذّات نامتناهى است.
و در هر يك از اين معانى، احاديث بسيار وارد[٢] شده و در اين مقام، به قليلى اكتفا مىشود.
[زشتى معصيت الهى]
امّا قبح معصيت، پس روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: هر گاه بنده گناهى مىكند، در دل او نقطه سياهى پيدا مىشود. پس اگر توبه كرد، برطرف مىشود و اگر معصيت را بيشتر كرد، بيشتر مىشود تا وقتى كه دل را فرو گرفت، ديگر هرگز رستگار نمىشود.[٣] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: هيچ رگى در بدن آدمى نمىجهد و هيچ مصيبتى و مرضى و دردِ سرى[٤] عارض نمىشود، مگر به سبب معصيتى، چنانچه در كلام خود فرموده كه:
«وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ»؛[٥] يعنى: هر مصيبتى كه به شما برسد، به سبب گناهانى است كه به دست آوردهايد و خداى تعالى، از بسيارى از آنها عفو مىفرمايد.[٦] و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود: خداى- عزَّ و جلَّ- به يكى از انبيا عليهم السلام وحى فرمود كه: هر گاه بندهاى اطاعتِ من مىكند، راضى مىشوم و وقتى كه راضى شدم، بركت مىدهم و بركت مرا نهايتى نيست، و وقتى كه عصيان من كند، غضب مىكنم و وقتى كه غضب كنم، لعنت مىكنم و لعنت من تا به فرزند هفتمين مىرسد.[٧] و ابن بابويه رحمه الله در امالى، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از آباى كرام [خود] عليهم السلام روايت مىفرمود كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: بنده، صد سال از براى يك گناه از گناهان خود[٨] در صحراى قيامت يا غير آن، محبوس مىماند و ارواحِ برادران خود را مىبيند كه در
[١]. ب:« خواص».