منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٧٨ - پنجم تضرّع به درگاه الهى
و از حضرت على بن الحسين عليهما السلام روايت كرده كه فرمود: خداى تعالى، دوست مىدارد هر دلى اندوهناك و هر بنده شكرگزار را. و روز قيامت، خداى- عزَّ و جلَّ- به يكى از بندگان خود مىگويد كه: آيا فلان كس را تو شكر كردى؟ پس آن بنده مىگويد كه: خداوندا! او را شكر نكردم؛ بلكه شكر تو را به جا آوردم. خداى تعالى مىفرمايد كه: شكر مرا به جا نياوردهاى، چون او را شكر نكردهاى. بعد از آن فرمود كه: كسى از شما شكر خداى تعالى را بيشتر يا بهتر به جا مىآورد كه شكر مردم، بيشتر بكند يا بهتر[١].[٢] و از اين حديث، ظاهر مىشود كه همچنان كه شكر الهى واجب است، شكر هر كس كه انعامى به كسى كند، لازم است؛ بلكه از جمله متمّمات شكر الهى است، و در باب شكر، قبل از اينْ بعضى احاديث، مذكور شد.
[پنجم: تضرّع به درگاه الهى]
پنجم، تضرّع به سوى خداى- عزَّ و جلَّ- است و تضرّع، در لغت، به معنى اظهار مذلّت و خضوع و طلب حاجت و امثال اين معانى است. و آنچه از احاديثْ ظاهر مىشود، آن است كه دعا و خضوع، بر چند وجه مىباشد:
يكى تضرّع است، و آن، عبارت است از برداشتن دستها در حال دعا و اشاره نمودن به دو انگشتِ سبّابه و حركت دادن آنها به يمين و شمال يا حركت دادن سبّابه راست به يمين و شمال، در وقتى كه دست را به نزديك روى خود آورده باشند؛ و اين، در دعايى مىباشد كه از روى ترس و خوف و غضب و عذاب الهى باشد.
و ديگر، ابتهال است، و آن، دراز كردن دستهاست در برابر، رو به طرف قبله يا بلند كردن دست، چنانچه از برابرِ سر بگذارد. و ابتهال در وقت گريه و رقّت دل[٣]، ظهور اسباب گريستن است. و در بعضى احاديث، وارد شده كه تا اشك چشم جارى نشود ابتهال نكند و دعا را بعد از ابتهال بكند.
ديگر، تبتُّل است، و آن، ايما با انگشت سبّابه است به طرف بالا و پايين.
ديگر، رغبت است، و آن، گشودن كف دستهاست به طرف آسمان، و اين نوع دعا[٤]، در وقتِ
[١]. ب:-« يا بهتر».