منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٣٤ - مذمّت بخل
وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ»؛ يعنى: حمد، مر خداى را! اين نعمت، از توست، به[١] تنهايى. تو را شريكى نيست در انعام. يا: حمد، مر تو راست تنهايى و تو را شريكى نيست[٢]. پس حضرت فرمود كه:
بر جاى خود باش! و پيراهن خود را كَنْد و فرمود كه: بپوش اين پيراهن را! پس بپوشيد و گفت:
«الحْمَدُ للَّهِ الَّذِى كَسانِى وَ سَتَرَتِى يا أبا عَبْدِ اللَّهِ!»؛ يعنى: حمد، مر خداوندى را كه مرا كسوه داد و پوشانيد يا أبا عَبْدِ اللَّهِ! آن كه گفت: «جَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً!»؛ يعنى: خداى تعالى، تو را جزاى خير بدهد! و از براى آن حضرت، به غير از اين، دعايى نكرد و بعد از آن رفت. پس گمان ما آن شد كه اگر دعايى از براى او نمىكرد، ديگر به او چيزى مىداد؛ زيرا كه بعد از چيزى دادن، هر بار كه حمد خداى تعالى مىكرد، به او عطايى مىفرمود.[٣] و بدان كه از قصّه نزول سوره «هل أتى» چنان[٤] ظاهر مىشود كه چيزى دادن به سائل، با وجود غايت احتياج خود وعيال، ممدوح است و بنا بر اين، صرف نمودن مال در مصرف خير، مطلقاً، يا در خصوص سائل با وجود آن كه باعث فقر و پريشانى خود نشود، خوب خواهد بود؛ زيرا كه سوره مذكوره، چنانچه عامّه و خاصّه روايت كردهاند، در شأن حضرت امير المؤمنين عليه السلام و اهل بيت آن حضرت- صلوات اللَّه عليهم- نازل شد در وقتى كه با شدّت گرسنگى، طعام خود را به مسكين و يتيم و اسير، در يك شب يا در سه شب دادند و افطار نكردند و روزه را نذر فرموده بودند.[٥] و در بعضى از روايات، وارد شده كه فضّه، كنيز ايشان، از جمله روزهداران بود.[٦] و كلام الهى كه در مدح انصار مىفرمايد: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»؛[٧] يعنى: «اختيار مىكنند ديگران را بر خود، هر چند خود، صاحب فقر و احتياجْ بوده باشند»، مؤيّد اين معنى است.
و همچنين، حديثى كه ابن بابويه رضى الله عنه در كتاب امالى روايت كرده كه: حضرت امير المؤمنين عليه السلام داخل مكّه شد. پس اعرابىاى را ديد كه به جامه كعبه چسبيده و مىگويد: «يا صاحِبَ البَيْتِ! البَيْتُ
[١]. ب:-« به».