منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٢٨ - اسراف در خوراك و پوشاك و مسكن
به سند و نوشته تو نكند و نپرسد كه گواهان تو كيستند تا وقتى كه تو را از آن خانه، چشمْ باز مانده يا بر دوش حاملان جنازه بار كرده، بيرون كند و تو را به قبرت، مجرّد از مال و آنچه در دنيا دل به آن بستهاى، تسليم نمايد. پس با خود فكر كن و ببين كه مبادا اين خانه را از غير صاحبش خريده باشى يا زرش را از ممرّ حرامى تحصيل كرده باشى، كه اگر چنين باشد، خسران دارَين و زيانكارى دنيا و آخرت، تو را حاصل شده خواهد بود.
و اگر چنانچه در وقت خريدن خانه نزد من مىآمدى، از براى تو سندى مىنوشتم به نحوى كه مذكور مىشود تا تو رغبت در خريدن اين خانه به يك درهم و زياده از آن [هم] نمىكردى، و صورت آن نوشته، اين است كه: اين خانه، چيزى است كه ابتياع نموده آن را بندهاى ذليل از مردى مُشرف بر موت و رحيل، كه مضطرب ساخته او را رحلت از دنيا. خريده اين مشترى از آن بايع، خانهاى از سراى غرور و فريفتگى از جانبى كه مسكن جمعى است كه عاقبتِ حالشان، فناست و از محلّهاى يا قافلهگاه[١] طايفهاى كه آخر كارشان موت و هلاك است. و احاطه نموده است به اين خانه، چهار حد: حدّ اوّل، منتهى مىشود به اسباب آفتها و بيمارىها؛ و حدّ دوم، منتهى مىشود به اسباب بلاها و مصيبتها؛ و حدّ سوم، منتهى مىشود به خواهشهاى كُشنده و هلاككننده؛ و حدّ چهارم، منتهى مىشود به شيطانى گمراه سازنده، و درِ اين خانه از آن سمتْ گشوده مىشود. خريده است اين مردى كه به آرزوهاى خود گول خورده، از آن مردى كه اجل، او را به حركت آورده و مضطرب ساخته اين خانه را كه وصف و حدودش مذكور شد، به قيمتى كه آن، عبارت است از: بيرون آمدن از عزّتِ قناعت و داخل شدن در خوارىِ طلب و مذلّت خضوع.
پس آنچه برسد به اين مشترى از عيب يا نقصان، ضامن آن، كسى است كه كهنه يا مضطرب مىسازد ابدانِ پادشاهان را، و به جبر و قهر مىگيرد جانهاى جبّاران را، و زايل و باطل مىسازد سلطنت و پادشاهى فراعنه را، مثل كسرا، كه پادشاه عجم است، و قيصر، كه سلطان[٢] روم است، و تُبَّع، كه پادشاه يمن است، و حَمْيَر، كه پادشاه طايفهاى است از عرب، و آن كسى كه جمع كرده اموال را بر سرِ يكديگر تا صاحب مال بسيار شده، و آن كسى كه بنايى گذاشته و اساس آن را محكم[٣] كرده و بطنان آن بنا را زينت داده و به فرشهاى الوان و بالشها آراسته گردانيده يا آن كه بنا را مرتفع و عالى ساخته و ذخيرهها گذاشته و به اعتقاد خود، از براى فرزندان، فكر و
[١]. ب:« محلّه تا قافلهگاه».