منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٢٦ - اسراف در خوراك و پوشاك و مسكن
[اسراف در خوراك و پوشاك و مسكن]
ديگر از اين حديث، ظاهر مىشود كه جمع كردن ميانه الوان بسيار در خوردنىها، مخالف اقتصاد و ميانهروى باشد و مكتوبى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام به عثمان بن حنيف انصارى نوشته و غير آن از روايات هم، اشعار به اين معنى دارد و بنا بر اين، آنچه ميانه جمعى از اهل دنيا و صاحبان ثروت شايع است كه در سفرهها الوان بسيارْ حاضر مىسازند، ظاهر آن است كه از قبيل اسراف است و ببايد دانست كه اسراف، به احوال مردم، مختلف مىباشد و صرف نمودن قدرى از مال كه نسبت به حال مردى غنى از قبيل اسراف نباشد، بلكه داخل اقتار باشد، مىتواند بود كه نسبت به حال مردى فقير، اسراف باشد. و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود:
بسا فقيرى كه او اسراف كنندهتر از غنى است. به درستى كه غنى، خرج مىكند از آنچه خداى تعالى به او داده، و فقير، خرج مىكند، بىآن كه به او عطا شده باشد.[١] و از احاديث مذكوره، ظاهر شد كه بسيارى از تكلّفات كه در خورشها و پوششها ميانه اهل روزگارْ شايع است، اسراف است و اكثرى آن است كه به سبب اين امور به قرض و پريشانى مبتلا مىشوند و با وجود پريشانى، تركِ اسراف نمىكنند و مىگويند: مناسب زىّ امثال و اقران ما نيست بر خود تنگ گرفتن! و هميشه نظر به حال جمعى مىكنند كه از جهت دنيا بر ايشان، زيادتى دارند و مىخواهند از آنها كمتر نباشند، و هرگز از تعب و آزار، خلاص نمىشوند. و اگر نظر به حال جمعى كنند كه به حَسَب دنيا، احوال ايشان زبونتر است، بسيارى از دشوارىها آسان مىشود. و جمعى، ملاحظه صرفه در پوششها و غير آن، كمتر مىكنند و گمان مىكنند كه رعايت صرفه كردن، از جمله عيوب و داخل بخل و امساك است و كسى را كه جامه بىثبات نپوشد و به طور ايشان سلوك نكند، خسيس الطبع مىشمارند، و اين، معنى[٢] محض سفاهت و تضييع مال است بىفايده.
و جمعى، مضايقه نكردن در خريدن چيزهاى گران را داخلِ همّت حساب مىكنند، و اين، نوع ديگر است از سفاهت. و ابن بابويه رحمه الله در من لايحضره الفقيه، روايت كرده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: با مشترى، مضايقه و گفتگو بكن، هرچند قيمت بسيار دهد؛ زيرا كه كسى كه مغبون مىشود در خريدن يا فروختن، نه محمود است و نه مأجور.[٣] يعنى، نه مستحقّ تحسين مىشود در دنيا، و نه مستوجب ثواب مىشود در آخرت.
[١]. همان، ص ٥٥، ح ٤.