منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٨٧ - مواردى كه غنا جايز است
است، يكى صحيح و يكى موثّق و يكى مجهول.
و بعضى از علما گفتهاند كه: خوانندگى زنان در عروسى، به سه شرط، جايز است: يكى آن كه چيزهاى باطل نخوانند؛ و ديگر آن كه مردان، آواز ايشان را نشنوند؛ و ديگر آن كه ساز ننوازند. و بعضى از علما، آن را نيز حرام مىدانند.
و ديگر از جمله آنچه استثنا نمودهاند، خواندن حُداست در سفر، از براى راندنِ شتر، چنانچه از كلام علما كه قبل از اين نقل شد، ظاهر شد. و اصل حُدا- چنانچه در قاموس نقل كرده- آن است كه: اعرابىاى در اثناى راه، غلام خود را زد و انگشتان او را به دندان گرفت. آن غلام، بر دست خود چسبيده، مىگفت: «دَىْ، دَىْ!» و مىخواست بگويد «يا يَدَىَّ!»، چنانچه كسى در فارسى بگويد: «دستم، دستم!». شتران، به اين نغمه، رفتن را تند كردند. آن مرد، غلام را خلعت داد و گفت: اين نغمه را از دست مده.[١] و در باب جواز حُدا، به غير دو حديث به نظر اين حقير نرسيده. يكى آن كه ابن بابويه رحمه الله در من لايحضره الفقيه، از سكونى روايت كرده كه او به اسناد خود از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: توشه مسافر، حُداست و شعر، آنچه مشتمل بر فحش نباشد.[٢] و ديگر، حديثى است كه سنيّان روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به عبد اللَّه بن رواحه گفت: «حَرِّكْ بِالْقَوْمِ!»؛ يعنى: مردم را به حركت در آور! پس او شروع به خواندن رَجَز كرد و حُدا را خوب مىخواند و او همراه مردان بود و انجَشه[٣]- كه از جمله موالى آن حضرت بود-، همراه زنان بود. چون شنيد، متابعتِ او نمود. پس حضرت فرمود: «رِفْقاً بِالْقَواريرِ»، يعنى: با زنان، به هموارى سُلوك كن؛ زيرا كه ايشان، مثل شيشهاند و تاب اين نوع راه رفتن ندارند.[٤] و به وجهى ديگر نيز تفسير كردهاند و راوى حديث اوّل، سكونى است و او از جمله [روات] عامّه است و توثيق ندارد و از جمله صحابه نيست و معلوم نيست كه از كى[٥] روايت كرده و واسطه تا حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله چه كسانى هستند[٦]. و در طريق ابن بابويه به سكونى، حسين بن يزيد نوفلى داخل است و او نيز توثيق ندارد و قميّين گفتهاند كه او در اواخر عمر، غالى شد.
[١]. القاموس المحيط، ج ٤، ص ٣٣٠.