منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٧٨ - ب معناى اصطلاحى
ذكر ترجيع، و بعضى به ذكر اطراب، اكتفا نمودهاند. و در عرف عرب، خوانندگىهاى متعارف كه بر وصف ترجيع و اطراب اشتمال دارد، همه را غنا مىنامند؛ بلكه خوانندگىِ شخصى كه حُسن صوتى نداشته باشد، آن را نيز غنا مىنامند؛ امّا غناىِ بد. و در معنى غنا، اگر اطرابْ مأخوذ باشد، چنين خوانندگىاى كه خوش نيايد، حرام نخواهد بود و اگر مأخوذ نباشد، حرامى خواهد بود بىلذّت.
و حاصل كلام آن كه خوانندگىهاى متعارف، خواه آنچه با سازها باشد، و خواه غير آن، و خواندن قرآن به تحرير و نغمه با حُسنِ صوت و آنچه مؤذّنان، بعد از اذان و در وقت سحر مىخوانند و مناجاتش نام مىكنند[١]، همگى غناست و در زمان حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمّه معصومين- صلوات اللَّه عليهم أجمعين-، غير اذان در اوقات صلوات، چيزى نبوده. و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله دو مؤذّن داشته: يكى بلال و يكى [عبد اللَّه] ابن امّ مكتوم. و در ماه مبارك رمضان، حضرت مىفرموده كه: تا اذان دوم را نشنويد، چيزى مىتوانيد خورد. و مناجات اوّل و دومى نبوده و اينها، از جمله بدعتهايى است كه به تدريج، پيدا شده و خالى از غرابتى نيست كه مناجات- كه نامِ سرگوشى و سخنِ پنهان گفتن است-، اسم، نعره و فرياد گذاشتهاند و گمان مىكنند كه در آن سحر چيزى كه به جهت اين شغل مىكنند و اكثرى آن است كه نماز شب نمىكنند، ثواب بسيار دارد، با آن كه اصل اين فعل، بدعت است و متضمّن شعر خواندن است در مساجد.
و در حديث صحيح، وارد شده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر گاه كه بشنويد كه كسى در مسجد، شعر مىخواند، بگوييد: «فَضَّ اللَّه فاك!»؛ يعنى: خداى تعالى، دهنت را بشكند! مساجد را از براى قرآن، مقرّر ساختهاند.[٢] و آنچه در شب مىخوانند، از جهت ديگر هم بد است؛ زيرا كه شعر خواندن در شب، منهى عنه است، حتّى آن كه در خواندن مدح اهل بيت [باشد]، با آن كه عبادت است، در خصوص شب، نهى واقع شده.
و آنچه در روز جمعه و شب جمعه مىخوانند، مكروهى ديگر است و اشعارى را كه به طريق مصنّفان در وقت چاشتِ جمعه مىخوانند و صلوات نامش كردهاند، از جمله بدعت است و از ذكر خداى تعالى به آواز بلند و فرياد، نهى وارد شده. و ذكرهايى كه در مساجد مىكنند و عبادتش مىدانند، همه از جمله غنا و مشتمل بر بدىهاست كه مذكور شد. و گاه هست كه بعد از نمازهاى
[١]. الف:-« و مناجاتش نام مىكنند».