منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١١٢ - خوف از خدا
سابق، اشاره شد.
و ديگر آن كه محض تساوى خوف و رجا، كافى نيست؛ زيرا كه تساوى با وجود قوّت و ضعف و توسّط حال هر دو متحقّق مىشود؛ بلكه امرى ديگر هم در كار است كه آن، عبارت از قوّتِ خوف و قوّتِ رجاست. يعنى هر دو در مرتبه كمال، بايد كه بر ديگرى رجحان و زيادتى نداشته باشند و حالِ مؤمن در ميان خوف و رجا، بايد كه مثل حلقهاى باشد كه دو ريسمان بر او بسته، دو صاحب قوّت، آن را كِشند و آن حلقه در ميان ايشان، سكون و استقرار تمام داشته باشد و اگر بالفرض، يكى دست بردارد، به سرعت تمام، به طرف ديگر رود. پس اگر به جانب اعمالى كه از طرف خوف مىكِشد، نظر كند، غير عذاب، چيزى نبيند و خود را چنان بيند كه گويا در جهنم، معذّب است، و اگر ملاحظه كَرَم نمايد كه از جانب رجا جاذب است، خود را در بهشت و نعيمِ مخلّد بيند و با ملاحظه طرفين، ميل به هيچ طرف نداشته باشد. و ميل به طرف خوف، عبارت از يأس و نااميدى از رحمت الهى است- كه از جمله كبائر است- و ميل به طرف اميد، ايمنى از غضب الهى است كه آن نيز در سِلك كبائر است.
و ابن بابويه رضى الله عنه در كتاب أمالى، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: اميد به خداى تعالى، به حدّى داشته باش كه باعث جرئت بر معاصى الهى نشود، و خوف به مرتبهاى داشته باش كه تو را از رحمت او نااميد نسازد.[١] و بدان كه احتمالاتى كه در باب فرق ميانه خوف و يأس، و رجا و اغترار مذكور شد، با يكديگر منافات ندارند و مىتواند بود كه هر يك از امور سابقه، جزء معنى خوف و رجا باشند، و مىشود كه در كمال ايشان، مأخوذ باشند، و مىتواند بود كه بعضى از مقوّمات و بعضى از متمّمات باشند. و اللَّه تعالى يعلم!
[خوف از خدا]
و از جمله امورى كه باعث رجا و محلّ نزول رحمت الهى است، يكى خوف است. و احاديث در باب جمعى كه به سبب خوف، از غضب و عذاب نجات يافتهاند، بسيار است. از آن جمله، ابن بابويه رحمه الله در كتاب أمالى، از حضرت على بن الحسين عليه السلام روايت كرده كه: در بنىاسرائيل، مردى نبّاش بود كه كار او شكافتن قبر و كفندزدى بود. يكى از همسايگانِ او بيمار شد و ترسيد كه بعد
[١]. الأمالى، صدوق، ص ٦٥، ح ٥.