فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧ - راه
كاروانها در زمين موات(--> زمين موات)مانند راههايى كه در بيابانها پديد مىآيد.
٢. كسى ملك خويش را براى آمد و شدِ عموم قرار دهد و تعدادى نيز در آن رفت و آمد كرده باشند. در اين صورت، مالك نمىتواند از نظر خود برگردد و در آن تصرّف كند.
٣. تعدادى از مردم زمين مواتى را جهت سكونت احيا كنند و در آن، راههايى براى رفت و آمد قرار دهند.(٣)
حريم راه:راه عمومى در زمين موات داراى حريم است؛ بدين معنا كه در شرع مقدس عرض آن محدود به حدّى معيّن است و احياى آن تا جايى كه موجب كم عرض شدن راه شود جايز نيست. در اينكه اين حد پنج ذراع(--> ذراع)است يا هفت ذراع اختلاف است(٤)(--> احياء موات).
برخى گفتهاند: حدّ ياد شده حقيقى و براى همه زمانها ثابت نيست، بلكه بر حسب نياز عصر صدور روايات بوده است؛ در نتيجه محدوده آن در زمانهاى مختلف بر حسب نياز متفاوت است. بنابر اين، در صورت نياز به عرض بيشتر براى عبور و مرور، رعايت آن واجب است.(٥)
چنانچه بر اثر آمد و شد مردم، بخشى از زمين موات واقع بين املاك ديگران، تبديل به راه گردد حريمى براى آن راه نيست؛ از اين رو، در صورت كمتر بودن عرض آن از حدّ ياد شده، بر صاحبان املاك مجاور توسعه آن واجب نيست؛ هرچند رهگذران در مشقت قرار گيرند.(٦)
تصرف در راه:راه براى همه، و استفاده از آن براى همگان جايز است، مگر استفادهاى كه براى رهگذران زيان آور باشد.(٧)از اين رو، تصرف در راه به مثل پهن كردن بساط كار در آن، چنانچه موجب تنگى راه و مشقّت عبور و مرور گردد جايز نيست؛ ليكن تصرّفاتى كه در راستاى مصلحت عابران است، از قبيل كاشتن درخت در حاشيه راه يا كندن چاه جهت آبهاى اضافى و مانند آن اشكالى ندارد.(٨)
كسى كه براى استراحت يا غير آن در قسمتى از راه نشسته، تا وقتى كه آن جا