فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٩ - سكنى
بنابر احتمال سوم (اباحه لازم) نيز حكم همين است با اين تفاوت كه طبق احتمال دوم، چنانچه حق انتفاع مقيد به مرگ مالك باشد و سكونت كننده قبل از او بميرد، اين حق به ورثه او به ارث مىرسد، بر خلاف احتمال سوم كه طبق آن، حقى به ورثه منتقل نمىشود.
بر حسب ظاهر، احتمال سوم قائلى ندارد؛ ليكن برخى مقتضاى عقد سكنى و نيز رقبى و عمرى را تمليك منفعت،(٢٣)و برخى ديگر تمليك انتفاع دانستهاند.(٢٤)قول به عدم جواز اسكان كسانى كه بر حسب متعارف با سكونت كننده در يك جا زندگى نمىكنند، به مشهور نسبت داده شده است.(٢٥)
از سكنى به معناى دوم در بابهاى مختلف، همچون حج، تجارت و احياء موات سخن گفتهاند.
سكنى و منفعت:سكنى منفعت به شمار مىرود. بنابر اين، تمليك آن به مستأجر در ازاى اجرت، و نيز وصيت كردن به آن و بهاى كالا قرار دادن آن در معاملات، صحيح و جايز است.(٢٦)
سكنى و حق اولويت:كسى كه در جايى همچون مدرسه علمى كه براى طلاب علوم دينى وقف شده، در چارچوب شرايط و ضوابط آن مدرسه، سكونت دارد، تا زمانى كه در آن مكان ساكن است، نسبت به ديگران حق اولويت دارد؛ هرچند سكونتش به درازا بكشد و كسى حق مزاحمت او را ندارد و در صورتى كه محل سكونت وى براى يك نفر تهيه شده باشد، وى مىتواند از سكونت ديگرى در آن جا جلوگيرى كند.
البته اگر سكونت در آن مكان مدت دار باشد، سكونت كننده بايد پس از اتمام مدت، آن جا را ترك و مكان را تخليه كند؛ همچنين است اگر مشروط به شرايطى باشد و او آن شرايط را از دست بدهد.
خارج شدن از محل سكونت براى كارهاى ضرورى كه به طور متعارف براى آنها بيرون مىروند، لطمه به حق سكونت در آن جا نمىزند و موجب زوال آن نمىشود؛ ليكن اگر اين گونه نباشد و فرد با قصد بازگشت براى مدتى محل را ترك كند، به تصريح برخى، در صورتى كه