فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠١ - رهن
برخى، از رهن اسم مفعول (مرهون) اراده نموده و آن را به مالى كه به عنوان وثيقه بر دين گرو گذاشته مىشود تا در صورت عدم امكان استيفاى بدهى از مديون، از قيمت آن استيفاى دين شود،(٤)و يا وثيقه براى طلب مرتهن تعريف كردهاند.(٥)
البته بنابر تصريح برخى، واژه رهن در شرع، مفهوم ويژهاى پيدا نكرده؛ بلكه در همان معناى لغوى خود به كار رفته است؛ از اين رو، رهن نزد شارع مقدس ونيز متشرعه داراى اصطلاح و مفهومى خاص نيست.(٦)
برخى در تعريف رهن، تعبير عين ضمانت شده را در كنار دين آورده و گفتهاند: رهن عبارت است از قرار دادن وثيقه بر دين يا عين مضمون.(٧)بنابر اين تعريف، رهن به مورد وثيقه بر دين اختصاص نمىيابد؛ بلكه شامل وثيقه بر عين ضمانت شده همچون عاريه مضمون نيز مىشود. البته در صحّت رهن بر عين مضمون اختلاف است كه خواهد آمد.
به گروگذار «راهن» به گرو گيرنده «مرتهن» و به مالى كه گرو گذاشته مىشود «مرهون» يا «رهن» گويند.(٨)عنوان رهن بابى مستقل در فقه است كه از احكام آن به تفصيل در اين باب سخن رفته است.
حكم تكليفى:رهن، امرى جايز است(٩)ـ نه واجب ـ و در قرآن كريم آمده است:{وَإنْ كُنْتُم عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِبَاً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ}؛(١٠)و اگر در سفر بوديد و نويسندهاى نيافتيد، پس گرويى بستانيد». البتّه در سفر بودن و نيافتن نويسنده شرط جواز رهن نيست؛ اما از آنجا كه در سفر، بيشتر از حضر به رهن نياز پيدا مىشود(١١)و از سوى ديگر در سفر مظنّه نيافتن كاتبى كه دين را بنويسد و بر آن شاهد باشد، وجود دارد،(١٢)قيد سفر و عدم وجود كاتب در آيه ذكر شده است.
عقد رهن از طرف گروگذار لازم است. از اين رو، وى نمىتواند آن را برهم زند، ليكن از طرف گروگيرنده، جايز مىباشد و او هر زمان كه بخواهد مىتواند آن را فسخ كند.(١٣)
اركان:صيغه (ايجاب و قبول)، مال رهنى (مرهون)، حق ثابت بر راهن (دين)، راهن و مرتهن اركان رهناند.