جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٦٦ - ٧٧ عبادت بدون ولایت
ربيع بن خثيم میگويد: در كوفه بودم و تمام همت من آن بود كه اويس قرنی را ببينم تا این که در كنار آب فرات او را ديدم که مشغول نماز است، گفتم: منتظر میمانم تا نمازش خاتمه پذيرد. همين كه نماز ظهر را خواند دست به دعا برداشت تا وقت نماز مغرب و عشاء سپس مشغول نمازهاى مستحبى شد. گاهى در ركوع و گاهى در سجده بود تا شب را به پايان رسانید.
پس از نماز صبح مشغول دعا گرديد تا آفتاب دميد، ساعتى به استراحت پرداخت و بعد از خواب، تجديد وضو نمود و خواست مشغول عبادت شود پيش رفتم و گفتم: چه بسيار رنج به خود میدهى؟ فرمود: در طلب آسايش «آخرت» اين زحمت را میكشم.[١]
معروف است که اویس شتربانی میکرد و از اجرت آن مخارج مادر خود را میداد. یک روز از مادر اجازه خواست که برای زیارت پیغمبرﷺبه مدینه برود. مادرش گفت اجازه می دهم به شرط آنکه بیش از نصف روز در مدینه توقف نکنی. اویس حرکت کرد وقتی رسید که اتفاقا پیغمبر تشریف نداشتند و به ناچار بعد از یکی دو ساعت توقف به یمن برگشت.
چون حضرت به خانه برگشت پرسید: این نور کیست که در این خانه تابیده است؟ گفتند: شتربانی به نام اویس برای دیدار شما به اینجا آمد و بازگشت، حضرت برای این بنده نمونه خدا فرمود: آری، اویس در خانه ما این نور را به هدیه گذاشته است آن حضرت پیوسته میفرمود: (تَفُوحُ رَوَائِحُ الْجَنَّةِ مِنْ قِبَلِ قَرَنٍ وَا شَوْقَاهْ إِلَيْكَ يَا أُوَيْسُ الْقَرَنِيُّ ) نسیم بهشت از جانب یمن میوزد چه بسیار مشتاقم به دیدارت ای اویس قرنی.[٢]
[١].[٩٧] نهج البلاغه فیض الاسلام ص ٧٨٠ خطبه ٢٣٤.
[٢]. منتهی الامال، ج ١، ص ١٤٢