جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٦٢ - ٧١ نتيجه عبادت خشك و بدون بصیرت
كارى از او سر زد كه مورد خشم پادشاه قرار گرفت. پادشاه اموال او را گرفت و او را زندانی كرد. بزرگان شاه و مأمورين زندان، كه سابقه خوشى از آن وزير داشتند، آزار رسانى به او را روا ندانستند و نسبت به او در زندان مهربانى كردند.
شاه، وزير را جريمه كرده بود او مقدارى از آن را كه توان داشت، پرداخت کرد و به خاطر باقيمانده جريمه، در زندان ماند. يكى از اطرافیان، به وزير در زندان به طور محرمانه و مخفيانه نامهاى نوشت كه پادشاه از تو که شخص ارجمندی هستى، قدردانى نكرد و تو را تحقير نمود، اگر موافق باشی و در قیام بر ضد پادشاه حمایت کنی تمام سعى خود را براى جلب رضايت تو به كار گيريم.
بزرگان كشور در انتظار پاسخ نامه بودند. وزير بزرگوار هوشمندانه با مسأله برخورد كرد با توجه به خطرهاى نهايى، بىگدار به آب نزد. همان دم با كمال اختيار در پشت آن نامه مطلبى را نوشت و به سوى فرستنده نامه فرستاد.
از قضا يكى از وابستگان شاه، از ماجرا آگاه شد و به شاه گفت: فلان كس را كه زندانى نمودهاى با شاهان اطراف، نامه نگارى دارد. شاه خشمگين شد، فرمان داد بيدرنگ پيك نامه را دستگير كردند و نامه وزير زندانى را از او گرفتند. در نامه چنين نوشته بود: حسن ظن بزرگان به بنده حقیر بيش از كمالات من است بزرگوارى شما در حق من و پذيرش دعوت شما براى من امكان ندارد که به شما بپیوندم و بر ضد شاه قیام کنم چرا که من نمک پرورده اين خاندان «پادشاه زوزن» هستم، به خاطر اندكى دگرگونى و خشم پادشاه نمیتوانم نسبت به ولى نعمت خود بیوفايى کنم، چنانكه گفتهاند:
آن را كه به جاى تو است هر دم كرمی عذرش بنه ار كند به عمرى ستمی
شاه، حقشناسى وزير را پسنديد، او را آزاد كرد و براى او جايزهای فرستاد حتی از او عذر خواهى كرد كه خطا كردم تو را بدون گناه آزردم وزير گفت: سرورم! من شما را