جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٤٦ - فهرست تفصیلی
خورشيد در مدار خود حركت می داد.
اتفاقاً همان روز يكی از دوستان نيوتن كه منكر وجود خدا بود و بر عقيده خود نيز اصرار داشت، به عنوان مهمان ناخوانده وارد اتاق كار نيوتن شد و پس از سلام و احوالپرسی دور اتاق گردشی كرد. ناگاه چشمش به ماكت منظومه شمسی افتاد و همه جای آن را به دقت نگاه كرد. سپس دستگيره كوچك ماكت را حركت داد و همينطور كه به حركات منظم گويهای منظومه شمسی چشم دوخته بود، هيجان زده شد و با صدای بلند گفت: واااي! چه قدر جالب و زيباست! نيوتن اين ماكت منظومه شمسی كار كدام مكانيك هنرمندی است؟!
نيوتن كه سرگرم مطالعه بود، بدون اين كه سرش را از روی كتاب بردارد گفت: كسی آن را نساخته، خود به خود به وجود آمده است. آن مرد كه گمان كرده بود نيوتن سوال او را متوجه نشده، دوباره پرسش خود را با صدای بلندتر تكرار كرد و گفت: مثل اين كه به سوال من توجه نكردي؛ من گفتم اين ماكت منظومه شمسی را چه کسی ساخته است.
در اين لحظه نيوتن نگاهی به دوست خود كرد و گفت: دوست عزيز سوال شما را فهميدم .گفتم : اين ماكت خود به خود و به طور اتفاقی به وجود آمده است! دوست نیوتن كه از پاسخ او ناراحت شده بود، از كوره در رفت و به او گفت: به گمانم سر به سر من میگذاري!
نيوتن گفت: نه! هرگز! من چنين جسارتی نكردم. دوست نیوتن گفت: لابد گمان كردهای كه من احمقم كه حرف تو را بپذيرم كه اين دستگاه با چنين ظرافت و دقت، خود به خود و بدون سازنده ماهر به وجود آمده است! نيوتن از كناره ميز مطالعه برخاست و دست روی شانه دوستش گذاشت و گفت: