جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥١ - ٥٦ ما را از بندگی تو ننگ و عار نیست
پادشاه روم، نامه نوشت و آنها را به آيين مقدس اسلام دعوت كرد. هر كدام از نامهها را براى ابلاغ به يكى از مسلمانان میداد. دحيه كلبى از طرف رسول اكرم مأموريت يافت كه نامه آن حضرت را به پادشاه روم برساند او راه سفر را در پيش گرفت تا وارد پايتخت شد.
نزدیکان قيصر به دحيه كلبى گفتند: موقعى كه به حضور پادشاه رسيدى، او را سجده كن و سر از سجده برندار تا شخص پادشاه اجازه دهد دحيه كلبى از شنيدن اين سخن ناراحت شد و با شهامت و آزادگى گفت: هرگز به چنين كارى تن نمیدهم من جز خداى يگانه، احدى را سجده نمیکنم.[١]
٥٢. امام سجاد٧ ملقّب به زین العابدین
علت این که امام سجاد٧ ملقب به زين العابدين شد آن است كه شبى در محراب عبادت به نماز ايستاده بود که شيطان به صورت مار بزرگی ظاهر شد تا آن حضرت را از عبادت خدا باز بدارد ولی امام آنچنان غرق در عبادت بود که به او التفاتى نكرد، پس آمد و انگشت ابهام پاى حضرت را گزيد به نحوی كه حضرت را آزرده کرد ولی باز هم امام متوجه او نگرديد چون از نماز فارغ شد، دانست كه او شيطان است او را سبّ كرد و فرمود: دور شو اى ملعون و دوباره متوجه عبادت خدا شد. در این هنگام امام شنيد فرشتهای سه مرتبه میگوید: تویی زين العابدين یعنی زينت عبادت كنندگان. [٢]
٥٣. محبّت اولیای الهی روح و جوهره بندگی خدا
مسافرى از خراسان با پای پیاده به حضور امام باقر٧ رسید. پاهايش را كه از
[١].[٧٢] آية الكرسي، پيام آسمانی توحيد، ص ٢٩.
[٢]. سفینة البحار ج ٢ ص ٢٩٤.