جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٧٤ - ٦ ایثار و از خودگذشتگی، معاملهای با خدا
چه غیر مسلمان.
سپس رو به من کرد و فرمود: آسوده خاطر پیش متوکّل برو و هیچ نگران نباش! به مطلوب و خواستهات خواهی رسید. یوسف میگوید: بدون نگرانی نزد متوکّل رفتم و به آنچه مقصودم بود رسیده و برگشتم. پس از مرگ یوسف، پسرش اسحاق مسلمان شد و از شیعیان آن حضرت شد و پیوسته میگفت: من به بشارت سرور خود، امام هادی مسلمان شدهام.[١]
٤٨. نصرانى عاشق و شیفته امام حسن عسكرى٧
يكى از مامورين خليفه خدمت امام حسن عسكرى٧ رسید و عرض کرد: خليفه پيام داده كه دو فرزند پسر أنوشِ نصرانى که از بزرگان نصارى در شهر سامراء است، مريض شده و در حال مرگ هستند. او از خلیفه تقاضا كرده كه شما بروید براى سلامتى ايشان دعا كنيد تا در نتيجه به اسلام و خاندان نبوّت خوشبين گردند.
امام فرمود: شكر خداوند كه يهود و نصارى نسبت به ما اهل بيتb از برخی مسلمانان عارفتر هستند «در حال حاضر هم برخی از یهود و نصاری برای اهلبیت خصوصاً امام حسین و حضرت عباسc نذر و نیاز میکنند و از آن دو بزرگوار به احترام و بزرگی یاد میکنند و بسیار دیده شده که حاجت روا هم میشوند.» سپس امام عسكرى رهسپار منزل نوش گرديد.
همين كه نزديك منزل أنوش نصرانى رسيد، ناگهان أنوش با پاى برهنه به سوى امام٧ دوید در حالی که كتاب انجيل را بر سينه چسبانده بود و ديگر روحانيّون نصارى هم اطراف او در حال حرکت بودند. أنوش گفت: اى سرورم! تو را به حقّ اين كتاب كه تو از ما نسبت به آن آگاهتری و از درون ما و آیين ما مطّلع هستى، آنچه را
[١].[٧٦١] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ٥٠، ص ١٤٤.