جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢٩ - ١٨ گوشت و پوست و استخوانم با محبّت شما آميخته شده است
خدا را میکردند: (ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللّهِ زُلْفى) بندگی خدا از روی موهومات و سلایق شخصی ارزشی ندارد از این مطلب فهمیده میشود که سفارش اکید به محبّت اهلبیت پیغمبر، حکم تعبّدی محض نبوده بلکه فلسفه آن بندگی خدا از طریق صحیح و مشروع بوده است.
لذا خداوند متعال بعد از آن که محبّت اهلبیت را به عنوان اجر رسالت مقرّر نمود در آیه ٢٧ سوره فرقان، فلسفه آن را قرار گرفتن در مسیر هدایت و بندگی صحیح خداوند بیان نمود: (قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا) «ای پیغمبر به امّت خود بگو: من از شما اجر رسالت نخواستم، مگر برای پیمودن طریق هدایت.» با این بیان معلوم میشود که چرا رسول الله اینقدر تاکید بر محبت اهلبیت خود نموده و محبّت آن بزرگواران را اساس و پایه اسلام، معرّفی نموده است. این نبوده مگر به جهت تبعیت از آن بزرگواران.
١. محبّت اهلبیت b مزد رسالت
هنگامی كه پيامبرﷺ وارد مدينه شد و پايههاى اسلام محكم گرديد، جمعی از انصار خدمت آن حضرت رسیدند و عرض کردند: اگر مشكلات مالى داشتید اموال ما بدون هيچ قيد و شرطی در اختيار شما است. در این هنگام آيه ذی القربی نازل شد: (قُلْ لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى) «من مزدى از شما در برابر رسالت جز محبّت به نزديكانم نمیطلبم» پيامبر آن را تلاوت كرد و فرمود: نزديكان من را بعد از من دوست بداريد. آنها با خوشحالى و رضايت از محضر پیامبر بيرون رفتند.
عدهاى از منافقان گفتند: اين سخنى است كه بر خدا افترا بسته و هدفش اين است كه ما را بعد از خود در برابر خويشاوندانش ذليل كند سپس اين آيه نازل شد: (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يَشَإِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَىٰ قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) و بدين وسيله پاسخ آنان را داد. گروهى از