جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢ - ٤٨ بندگى خدا یا چاكرى پادشاه
فرمود: به خاطر حمد و شكرى كه به جاى آورده بود. پرسيده شد: حمد و شكرش چه بود، فرمود: عبادت شش هزار ساله او در آسمانها. [١]
٤٦. در دنيا اهل خير و مطیع دستورات الهى بودم
اصبغ بن نباته نقل میکند که سلمان از طرف امیرمؤمنان على٧ استاندار مدائن بود روزی مريض شد و در بستر بیماری افتاد و من به عيادتش رفتم. در آخرين روزهاى عمرش به من فرمود: اى اصبغ! رسول خداﷺ به من خبر داد هرگاه مرگم فرا رسد مردگان با من سخن خواهند گفت. تو با چند نفر ديگر من را در تابوت نهاده و به قبرستان ببريد تا ببينم وقت مرگم فرا رسيده است يا نه؟!
به دستور سلمان عمل كرديم او را به قبرستان برديم و بر زمين رو به قبله نهاديم. سلمان با صداى بلند خطاب به مردگان گفت:
سلام بر شما اى كسانى كه در خانه خاك ساكنيد و از دنيا چشم پوشيدهايد، جوابی نيامد. دوباره فرياد زد: سلام بر شما اى كسانى كه لباس خاك بر تن كردهايد سلام بر شما اى كسانى كه به نتیجه اعمال خود در دنيا رسیدهاید سلام بر شما اى منتظران روز قيامت. شما را به خدا و پيغمبر سوگند میدهم يكى از شما با من حرف بزند، من سلمان غلام رسول الله هستم و پيامبر به من وعده داده كه هرگاه مرگم نزديك شود، مردهاى با من سخن خواهد گفت.
سلمان پس از آن كمی ساكت شد. ناگاه از داخل قبرى صدايى آمد و گفت: سلام بر شما اى صاحب خانههاى فانى و سرگرم شدگان به امور دنيا. ما مردگان، سخن تو را شنيديم و هم اكنون برای جواب به شما آمادهایم، هر چه خواهى سؤال كن! خدا تو را رحمت كند! سلمان گفت: اى صاحب صدا! آيا تو اهل بهشتى يا اهل
[١].[٦٢] منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج ٢ ص ٣.