جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٢٣ - ٢٣ منتظر حقیقی
١٧. روز جمعه متعلّق به حضرت مهدىf
صقر بن ابودلف، حضور سعيد حاجب، وزیر متوكّل رسید تا شاید بتواند توسط او امام هادى٧ را که در زندانِ سامرا بود ملاقات کند. سعيد حاجب به طعنه به او گفت: آيا دوست دارى خدايت را مشاهده كنى؟ گفت: سبحان اللّه! اين چه حرفى است؟! خداوند جسم نیست که دیده شود. سعيد گفت: منظورم آن كسى است كه شما گمان میكنيد او امام و پيشواى شما است، متوكّل او را تحويل من داده تا او را به قتل برسانم و اين كار را فردا انجام خواهم داد.
سعید پس از لحظاتى صقر بن ابودلف را داخل زندان بُرد، صقر بن ابودلف نقل میکند: همين كه وارد زندان شدم، ديدم امام هادى بر قطعه حصيرى نشسته و مشغول عبادت و مناجات است، پس با حالت گريه كنارى نشسته و به جمال نورانى آن حضرت نگاه كردم و بعد از مدتی جلو رفته سلام کردم.
امام٧ پس از جواب سلام، فرمود: اى صقر! براى چه اينجا آمدهاى و چرا ناراحت و گريان هستى؟! صقر در پاسخ گفت: چون شما را در اين مكان و با اين حالت میبينم و نمیدانم آنها چه تصميمی درباره شما دارند؟!
حضرت فرمود: اى صقر! ناراحت نباش، آنها هرگز به مقصود خود نخواهند رسید زیرا بيش از دو روز ديگر زنده نخواهند ماند. سقر از امام هادى٧ پيرامون معناى حديثى از پيغمبر خداﷺ سوال نمود که فرمود: «با روزگار، دشمنى نکنید كه با شما دشمنى خواهد کرد.» مقصود از دشمنی با ایام چيست؟
امام فرمود: منظور از روزگار، ما اهل بيتb هستيم. به برکت وجود ما آسمان و زمين پا برجاست. از این جهت روز شنبه به نام رسول الله ﷺ و روز یکشنبه به نام امیرمؤمنان علی٧ و زهرای مرضیه C و روز دوشنبه به نام امام حسن و امام حسینC و روز سهشنبه به نام امام سجّاد و امام باقر و امام صادقb و روز