جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٦ - ١٧ روز جمعه متعلّق به حضرت مهدىf
داد آن حضرت را مجدد به مدينه بازگردانند. [١]
٩. گفتگوى زراره با امام صادق٧ پيرامون حضرت مهدىf
زراره که از شاگردان امام صادق٧ بود و سخن از قائم آل محمّدﷺ شنيده بود میخواست در اين مورد اطلاعات بيشترى بدست آورد لذا خدمت امام صادق رسید و در این جهت سوال کرد. حضرت فرمود: آن جوان «حضرت مهدىf» قبل از قيام مدتها از نظرها غايب شود. زراره سوال کرد: چرا؟ حضرت فرمود: ترس آن است كه دشمنان او را بكشند.
اى زراره! اوست كه مؤمنان، چشم به راهش هستند، در اصل ولادت او در اثر طولانى شدن غیبت او برای عدهای شك و ترديد شود، بعضى گويند: پدرش بدون فرزند از دنيا رفته، بعض دیگر گويند: آن هنگام كه در رحم مادرش بود، پدرش رحلت كرد. بعضى گويند دو سال قبل از وفات پدرش به دنيا آمده است. او است امام منتظر، خداوند دوست میدارد که شيعیان را در این موضوع امتحان كند، اهل باطل به شك افتاده و ايمانشان به آخرین وصی پیغمبر، متزلزل گردد.
زراره گفت: قربانت گردم، اگر کسی آن زمان را درك كرد، وظيفهاش چيست؟ حضرت فرمود: در آن زمان این دعا را بخواند: (اللهُمَّ عرّفنِی نَفسَک... ) خدايا خودت را به من بشناسان، زيرا اگر تو خودت را به من نشناسانى پیامبر تو را نشناسم، خدايا پیامبرت را به من بشناسان، زيرا اگر او را به من نشناسانى، حجّت تو «وصی پیغمبر» را نشناسم، خدايا حجّتت را به من بشناسان، که اگر او را به من نشناسانى از راه راست، گمراه شوم. «منظور اين است كه در عصر غيبت، اساسىترين وظيفه، خداشناسى و پیامبر شناسى و امام شناسى و حركت در خط رهبرى آنها است.»
سپس فرمود: اى زراره! بناچار جوان پاکى «نفس زکیه» بیگناه در مدينه
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ١ ص٤٧١.