جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٠٤ - ٣ خوشا به حال كسانى كه مهدی فاطمه را درك نمایند
تاجر ورشكسته گفت: به همان كسى كه امشب به او عرض حاجت كردم و او تو را فرستاد تا كارم را درست كنى. باز هم اگر محتاج شوم تنها از او كمك میخواهم كه بخشندهترين بخشندگان است. هيچگاه بندگان خود را از ياد نبرد اگر محتاج شوم باز هم به خدايم كه به من نزديك است و دعايم را اجابت میكند عرض حاجت میکنم. [١]
٢٦. مناجات پارساى آگاه
پارسايى را ديدم كه سر به درگاه خدا برداشته و چنين مناجات میكند: يا غفور يا رحيم، تو دانى كه از ظلوم و جهول چه آيد؟ اى بخشنده مهربان! تو آگاهى از آن كس كه بسيار ستمكار و نادان است چه كارى ساخته است؟[٢]
عذر تقصير خدمت آوردم كه ندارم به طاعت استظهار
عاصيان از گناه توبه كنند عـــارفان از عبــــادت استغفار
عابدان پاداش اطاعت خود را میخواهند، بازرگانان بهاى كالاى خود را میطلبند. من بنده به درگاهت اميد آوردهام. عبادت چندانی ندارم و به گدايى با دست تهى آمدهام نه با كالا و تجارت. با من همانگونه رفتار كن كه خود شايسته آن هستى. (اللّٰهُمَّ اصْنَعْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لَا تَصْنَعْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ)
بر در كعبــه ســـائلى ديـــدم كه همیگفت و میگرستى خوش
من نگويم كه طاعتم بپذير قلـــــم عفــــــو بـــــر گنــــــاهـــم كــــش[٣]
[١].[٤٨٧] قلب سلیم: ج ١، ص ٣٦٨.
[٢]. اشاره به جمله آخر آیه ٧٣ . سوره احزاب دارد (انه کان ظلوما جهولا) انسان، بسیار ظالم و جاهل بود.
[٣].[٤٨٩] گلستان سعدی باب دوم: در اخلاق پارسایان حکایت شماره ٤٤.