جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٢ - ٨ امید به قبول توبه
حنفيه» پاداش خير دهد كه خير خواهی نمودی. ليكن من تصميم خود را گرفتهام برادران و فرزندان و شيعيان را كه عقیده آنان با من يكی است، به سوی مكه حركت خواهم داد. اما تو در مدينه بمان و اوضاع و احوال اينجا را دقيق زير نظر بگير و به من گزارش كن. سپس فرمود: چه زيباست شهادت در راه خدا. کسی مجد و عظمت و عزت من را نمیتواند نابود كند؛ من از مرگ واهمهای ندارم. [١]
٥٣. دعوت به خوبیها بوسیله پایبندی به دستورات دین
روزی امام علی٧ به طور اتفاقی در خارج کوفه با مرد کافری همراه شد. آن مرد به حضرت گفت: بنده خدا کجا میروی؟ امام فرمود: به کوفه میروم. هر دو تا مسیری همراه هم شدند تا این که به دو راهی رسیدند، ذمی راه خود را پیش گرفت ولی دید که همراهش علی٧ از راه کوفه نرفت و همراه او میآید. مرد کافرگفت: مگر نفرمودید: به کوفه میروم؟ حضرت فرمود: چرا آن مرد گفت: پس چرا از این راه آمدید. راه کوفه که آن طرف است.
حضرت فرمود: میدانم ولی از آداب معاشرت نیکو با دیگران آن است که انسان، رفیق راهش را در هنگام جدایی چند قدمی بدرقه کند. پیغمبر ما چنین دستوری داده است، از این جهت خواستم چند گامی شما را بدرقه کنم. آنگاه به راه خود بر میگردم. کافرگفت: پیغمبر شما واقعاً چنین دستوری داده است؟ امام فرمود: بلی. مرد کافرگفت: علت این که آیین پیغمبر شما به این سرعت در جهان پیش رفت و چنین پیروان زیادی پیدا کرد، همین اخلاق بزرگوارانه او بوده است. مرد ذمی با امیرمؤمنان به سوی کوفه برگشت و بعد از قدری صحبت با آن حضرت پیرامون اسلام و دستورات آن، مسلمان شد. [٢]
[١].[٤٥٠] جهاد در آينه روايات، مصطفی آخوندی، ج١، ص: ٣٨٦.
[٢].[٤٥١] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج٤١، ص٥٣.