جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٦٠ - ٣٤ اين هم به اصطلاح يك جور نهى از منكر
بعضى به خاطر طمع ورزی و تصرف در آن اموال، مُنكر امامت امام رضا٧ شده و مذهب وافقيه را تشكيل دادند. نزد زياد قندى، هفتاد میلیون اشرفى و نزد علىبن ابىحمزه سى هزار اشرفى بود. يونس بن عبدالرحمان مردم را به امامت حضرت رضا فرا خواند و مذهب واقفیه را باطل دانست.
وكلای امام كاظم به او پيغام دادند که چرا مردم را به حضرت رضا دعوت مینمايى، اگر مقصد تو پول است تو را از مال دنیا بینياز میكنيم دو نفر به نام زياد قندى و علىبن ابیحمزه ضامن شدند كه ده هزار اشرفى به او بدهند تا ساكت شود و حرفى نزند.
ولی يونس بن عبدالرحمان در جواب آنان گفت: از امام صادق٧ روايت شده كه فرمود: هر گاه بدعت در ميان مردم ظاهر شود، بر پيشواى مردم لازم است كه علم خود را ظاهر كند و مردم را از منكرات باز دارند. اگر چنین نكند خداوند نور ايمان را از او میگيرد در هيچ حالى من جهاد در دين خدا را ترك نمیكنم پس از اين صراحتگویی يونس، آن دو نفر با او دشمن شدند.[١]
٣٠. امر به معروف حتّی در مستحبات
حضرت رضا٧ به دعبل خزاعى «شاعر و مداح معروف و محبوب خاندان رسالت» هديهاى را به پاس زحمات فراوانش عطا نمود. او هديه را گرفت ولى «الحمدلله» نگفت. حضرت به او فرمود: چرا حمد و سپاس خدا را نگفتى؟ این جریان گذشت بعد از مدّتى دعبل، حضور امام جواد رسید، آن حضرت هم هديهاى به او عطا نمود. دعبل گفت: الحمدلله. امام جواد٧ به او فرمود: «تأدَّبتَ» اكنون بر اثر تذكّر پدرم تادیب شدى.[٢]
[١] .منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج٢ ص ٢٥٣.
[٢] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ١، ص ٤٩٦.