جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٧ - ٢٩ لزوم افشاگری توسّط پيشوایان دین
میکرد. امام صادق به آن پسر فرمود: تخم مرغ را به من بده. پسر تخم مرغ را به حضرت داد.
امام فرمود: ای دیصانی! این قلعهای است که دیوار زخیمی دور آن را احاطه کرده است. زیر آن دیوار زخیم، پوست نازکی قرار دارد و زیر آن پوست نازک، طلای روان و نقره روانی است «مراد زرده و سفیدی تخم مرغ است» نه طلای روان به آن نقره روان آمیخته میگردد و نه به عکس. کسی از درون آن خبر ندارد و نمیداند که برای نر آفریده شده یا برای ماده.
از درون آن پرندگان رنگارنگ و زیبایی همانند طاووس خوش خط و خال بیرون میآید، آیا برای آن آفریننده نمیدانی؟ دیصانی مدّتی سر به زیر انداخت سپس سربرداشت و شهادت بر یکتایی خدا و رسالت پیامبر داد و گفت: شهادت میدهم که شما حجّت خدا بر خلق هستید اینک از عقیدهای که داشتم، توبه میکنم. [١]
٢٥. بار جاهلان بر دوش عالمان در صورت ترک نهی از منکر
امام صادق٧ به حارث بن مغیره فرمود: ای حارث بدان که گناه جاهلان بر دوش عالمان شما خواهد بود. آنگاه آن حضرت رفتند. حارث میگوید: پس از مدّتی محضر امام صادق رسیده و عرض کردم: فدایت شوم! فرمودید: بار گناهان جاهلان بر دوش عالمان شما است، از فرمایش شما سخت نگران شدم.
حضرت فرمود: آری! مطلب همان است که گفتم، هنگامی که یکی از مؤمنان کار ناپسندی را مرتکب میشود و باعث اذیت ما شود و بر ما عیب و ایراد بگیرند «که این فرد از پیروان شما است و چه بد تربیت شده است» چرا او را نصیحت نکرده و با سخنان زیبا، پند و اندرز نداده و از خواب غفلت بیدارش نمیکنید؟
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج١، ص ٧٩.