جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٦ - ٢٧ نهی از منکر در ضمن جمله کوتاه و تکان دهنده «اگر بنده »
امام صادق فرمود: ديگر از او چه میخواهيد «یعنی او در اعمال خود ولایت وصی پیغمبر را نداشت که آن هم تکمیل شد» سپس فرمود: (قد دخل و الله الجنة) به خدا سوگند وارد بهشت شد.»[١]
٢٣. نهی از منکر در فضای آرام، با زبان نرم و با مهربانی
امام صادق٧ غلام خود را برای کاری فرستاد ولی آمدنش بسيار طول كشيد. امام به دنبال او رفت تا ببيند او مشغول چه كاری است. او را در مکانی دید که خوابيده است. بدون آنكه خشم كند کنار او نشست و او را باد زد تا از خواب بيدار شد آن وقت به او فرمود: به خدا قسم براى تو جائز نيست كه هم شب بخوابى و هم روز، شب بخواب و روز را كار كن. [٢]
٢٤. دعوت به معروف با طرح سوال «آیا برای آن آفرینندهای نمیدانی؟»
عبد اللّه دیصانی منکر خدا بود. روزی به همراه دوستانش خدمت امام صادق٧ رسید و عرض کرد: من را به پروردگارم راهنمایی نمایید. امام فرمود: نامت چیست؟ دیصانی بدون آن که اسمش را بگوید، برخاست و بیرون رفت.
دوستانش که در بیرون به انتظار او نشسته بودند، گفتند: چرا نامت را نگفتی؟ عبداللّه گفت: اگر میگفتم: اسم من عبداللّه است، حتماً میگفت: آن کس که تو عبد و بنده او هستی کیست؟ و من محکوم میشدم. به او گفتند: نزد امام برو و از وی بخواه که تو را به خدا راهنمایی کند و از نامت هم چیزی نپرسد. عبداللّه برگشت و گفت: من را به آفریدگارم هدایت کنید و از نامم هم نپرسید. امام فرمود: بنشین. در این هنگام پسر بچهای وارد اتاق شد و در دستش تخم مرغی بود که با آن بازی
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص ٤٤١ .
[٢] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ۲ ص ۱۱۲.