جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥١ - ٢٠ فلسفه قیام امام حسین، امر به معروف و نهی از منکر
ميليون جمعيت از نژادهاى مختلف در آسيا و آفريقا و اروپا كه در زير حكومت واحد در آمده بودند و از حكومت شام يا بغداد پيروى میكردند. فقط به دليل اين كه حاکم مسلمان و معتقد به قرآن دارند از آنان تبعیت میکنند و اوّلين روزى كه احساس كنند كه خليفه خود بر ضد اسلام است، اعلام استقلال در حکوتداری در بلاد خود میكنند.
ولى يزيد بن معاويه اين شعور را هم نداشت. آدم حرمت شکنی بود، خوشش میآمد به مردم و اسلام بیاعتنايى كند حدود اسلامی را بشكند! علنی در مجلس رسمی شراب میخورد با این که هرگز تاريخ نشان نمیدهد كه معاويه در يك مجلس علنى شراب خورده باشد يا در حالت مستی وارد مجلس شده باشد. یزید بعد از شرابخواری شروع میكرد به ياوهسرايى.
تمام مورّخين معتبر نوشتهاند كه یزید با این که حاکم اسلامی بود ميمون باز هم بود. ميمونى داشت به نام اباقيس. چون مادرش زن باديه نشين بود و خود هم در باديه بزرگ شده بود به سگ و ميمون انس و علاقه بخصوصى داشت. ميمون را لباسهاى حرير و زيبا میپوشانيد و در پهلو دست خود بالاتر از رجال كشورى و لشكرى مینشاند! اين است كه امام حسين٧ فرمود: (وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ) یعنی با بیعت با این فرد بايد فاتحه اسلام را يكجا خواند.
اصلاً وجود يزيد، تبليغ بر عليه اسلام بود. براى چنين شخصى از امام حسين بيعت میخواستند امام از بيعت امتناع ورزید و فرمود: من به هيچ وجه بيعت نمیكنم آنها هم چون بيعت نكردن را خطرى براى حكومت خود میدانستند و بيعت نكردن امام را به منزله مخالفت با یزید و عدم مشروعیت حکومت او