جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٦ - ١٧ رعایت احترام بزرگترها هنگام امر به معروف
حضرت فرمود: از اين سه پيشنهاد فقط سوّمی را میپذيرم. پيغمبر هرگز اينطور فكر نمیكرد: كه خوب يك قبيله آمده تا مسلمان شود اينها كه چندين سال بتها را پرستیدهاند بگذار يكسال ديگر هم پرستش كنند و بعد از آن موحّد و خداپرست شوند تا بر تعداد مسلمانان افزوده شود.
پذيرفتن این امر، پذيرفتن بتپرستى بود نه فقط يكسال، اگر حتى میگفتند: يك شبانه روز هم اجازه دهيد كه بت بپرستيم و نماز نخوانيم باز هم محال بود پيامبر بپذيرد زيرا پيامبر در راه هدف مقدّس خويش از وسایل نامشروع «بتپرستی» استفاده نمیكند. «به عکس برخی از مردم که معتقدند هدف وسیله را توجیه میکند و برای رسیدن به هدف عالی از هر طریقی ولو نا مشروع بهره میگیرند.»[١]
١٤. تشويق به كارهاى شایسته از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر
رسول اكرمﷺ مردى را ديد که در دعای قنوت مضامين بسيار عالى و پرمعنایى را به پيشگاه الهى عرض میكند. سخنان عميق و پر مغز آن مرد كه حاكى از مراتب معرفت و كمال ايمانش بود، در پيامبر اكرم تاثير گذاشت. لذا شخصى را بر او گمارد و دستور داد، وقتى عرب از نماز فارغ شد، او را به حضورش بياورد. بعد از نماز او را به محضر حضرت آوردند. رسول اكرم قطعه طلايى را كه به آن حضرت هديه داده بودند، به او عطا نمود و از او پرسيد: از كدام قبيلهاى؟
عرض كرد: از بنىعامر. حضرت فرمود: آيا میدانى اين طلا را براى چه به تو بخشيدم؟ عرض كرد: به اعتبار خویشاوندی كه بين من و شماست. حضرت فرمود: البته براى خویشاوندی حقى است ولى اين طلا را از آن جهت به تو بخشيدم كه خدا را به نيكى ثنا گفتى.
[١]. سیری در سیره نبوی، مرتضی مطهری، ص ١١٨.