جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٨ - ٧ هرگز خطاکار را ملامت نکن، تنها به فکر نجات او باش!
انتقام الهى بيم داد و گفت: من از گرفتار شدن شما به سرنوشت اقوام ديگر میترسم. از تكرار سرگذشت قوم نوح و عاد و ثمود و اقوام بعد از آن بر شما بيمناکم، خدا به بندگان خود ستم روا نمیدارد، اى قوم! براستى، من از قيامت شما بيمناکم، همان روزى كه نزد خدا باز میگرديد. يوسف پیغمبر هم با دلايل روشنى به سوى شما آمد و شما در آنچه او میگفت همواره شك و ترديد داشتيد تا اين كه او از دنيا رفت، آنگاه گفتيد: خدا پس از او هرگز پيغمبرى نمیفرستد.
فرعونيان با شنیدن پند و اندرز مؤمن آل فرعون، در مقابل او مقاومت کرده و او را تكذيب كردند و حتی او را دعوت به بتپرستی کردند تا شايد او را در جبهه خود در آورند ولى مؤمن آل فرعون دوباره گفت: اى قوم من! در حالىكه من شما را به سوى نجات میخوانم، چرا شما من را به سوى آتش دعوت میكنيد؟!
من را دعوت میكنيد كه به خداى يكتا كافر شوم و آنچه را كه به آن علم ندارم شريك خدا قرار دهم، من شما را به سوى خداى مقتدر و آمرزنده دعوت میكنم ولى آنچه شما من را به سوى آن میخوانيد که پرستش بتها باشد، در دنيا و آخرت سودى ندارد. بازگشت همه به سوى خداى يكتا است، و افراطكاران، همان اصحاب آتشند، آنچه من براى شما گفتم بزودى به ياد میآوريد و من كار شما را به خدا واگذار میكنم که او به عمل بندگان بيناست.
پند و اندرز او، فرعونيان را در تنگنا قرار داد. سخنان او مانند صاعقهای بر جان و دل آنها نشست و رعب و وحشت در وجود آنها ايجاد كرد و افكار آنان را سفيهانه نشان داد. عدهای از مردم استدلالات معقول و منطقی او را پذیرفتند. فرعونيان كه خود را در مضيقه ديدند به مخالفت با او برخاستند و او را تحقير كردند و حتی تصميم به قتل او گرفتند، ولى خدا او را از مكر و حيله آنان نجات داد. [١]
[١].[٤٠٧] تفسیر المیزان، طباطبایی، محمدحسین، ج ۱۷، ص ۳۳۰.