جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢١٢ - ١٣ یاری فرشتگان الهی در وادی یابس
رسول اكرم براى آن كه بداند نصرت بارى تعالى چگونه محقّق میشود به مردی به نام حذيفه مأموريت داد تا در میان لشكر مشركين برود و حوادث را از نزديك مشاهده كند و اخبار را به عرض آن حضرت برساند و مسلمانان را از کیفیّت نصرت الهی آگاه سازد.
گروهها و احزاب مختلف مشركين با هم متّحدشده و در صحراى وسيعى در خارج از شهر مدينه خيمه زده بودند. اسبها و شترها را در نقطه مناسبى اسكان داده و سربازها در جايگاه خود در حال استراحت بودند، و براى پختن غذا آتش برافروخته بودند که ناگهان در تاريكى شب باد شديدی وزيد و سنگريزهها و شنهای بیابان را به سمت خیمههای آنان آورد و بر سر و صورت افراد زد.
وزش باد به حدّى بود كه خميهها را از جاى كند، آتشها را پراكنده کرد و برخی از خيمهها طعمه حريق شدند. خلاصه بر اثر اين بلاى آسمانى، تمام تشكيلات مشركين به هم ريخت و وحشت و نگرانى چنان سپاه كفر را فراگرفت كه نه تنها از پيروزى در جنگ با مسلمانان نا امید شدند، بلكه هر فردى به فكر اين بود كه هر طوری شده محل خطر را ترك کند و جان سالم به در ببرد.
«مشابه این جریان در صحرای طبس هم اتفاق افتاد آمریکاییها در صدد طرح نقشهای برای آزادی گروگانهای آمریکایی بودند. کارتر رئیسجمهور وقتِ آمریکا گفت: شش ماه برای حمله به ایران برنامهریزی کرده بودیم گویا سنگهای بیابان سربازان خدا شده بودند تا این طوفان سهمگین عملیات ما را ناکام کند.»
مامور پیامبر وقتی به آنجا رسيد كه تمام خیمههای دشمن ويران شده بود و سران مشركين با اضطراب و نگرانى شديد در فكر فرار بودند. ابوسفيان به پاخواست و به طرف حیوان خود حركت كرد و با فرياد بلند به قريش گفت: عجله كنيد و خود را نجات دهيد! طلحه ازدى به طرف حیوان خود حركت كرد و فرياد زد و گفت: عجله