جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٧ - ١١ یاری خداوند نسبت به پیامبر در مواجهه با مکر و حیله مشرکین
يوسف میگفت و از در و ديوار چاه صداى ناله و آه میآمد، جبرئيل میخروشيد و ملائكه میگريستند تا این که جبرئيل بىطاقت شد و گفت: اى يوسف من يعقوب نيستم من جبرئیل هستم سپس سلام الهى را به او رسانيد و از طعام بهشت به او خورانيد و مژده نجات و رهایى از چاه و رسيدن به سلطنت را به او رسانيد. [١]
٨. امداد الهی بوسیله پیراهنِ مشکل گشا
پیراهن حادثهساز یوسف٧ در مواقع مختلفی به داد او رسید و به نفع او گردید:
١. روزی برادران یوسف را در پیشگاه پدر به خاطر پاره نبودن پیراهن رسوا کرد.
٢. روز دیگر، همسر هوسران عزیز مصر را به خاطر پاره بودن رسوا کرد شکاف پیراهن یوسف از پشت سر، به شهادت بچه شیرخوار، سند پاکی و برائت حضرت یوسف گردید.
٣. روز دیگر، نور آفرین دیدههای بیفروغ یعقوب شد و به چشمهای او بیانایی بخشید و بوی آشنای آن همراه نسیم صبح گاهی از مصر به کنعان رسید و پیر کنعانی را بشارت به قدوم یوسف داد.
نکته: خدا الطاف و عنایات خفی و ظریفی دارد که هیچ کس از عمق آنها آگاه نیست و هنگام وزیدن این لطف، صحنهها چنان دگرگون میشود که برای هیچ کس حتی هوشمندترین افراد، قابل پیش بینی نیست. گاه پیراهن یوسف با تمام کوچکیش که چیز مهمی نیست یاور حضرت میشود گاه چند تار عنکبوت، مسیر زندگی ملّتی را برای همیشه عوض میکند، چنان که در جریان هجرت پیامبر اکرمﷺ چنین مسالهای واقع شد. این موضوع مضمون دیوان منسوب به امام علی٧ است که فرمود:
و کم لله مــــن لطــف خفــی یدق خفاه عن فهم الزکی
[١].[٣٦٧] تفسیر البرهان، هاشم الحسيني البحراني، ج ٢، ص ٢٤٧.